ضرورت و اهمیت حفاظت و نگهداری از حیات وحش

اهمیت حفظ حیات وحش

فرهنگ سازی لازمه صیانت از حیات وحش موضوع شکار غیر مجاز، یکی از مشکلاتی است که باعث شده طبیعت بکر و غنی از حیات وحش مناطق مختلف جهان به وی‍ژه کشور عزیز ما افغانستان با خطر انقراض برخی گونه ها مواجه شود.

    امروزه دانشمندان بدون هیچ تردیدی اطمینان پیدا کرده اند که حیات وحش در معرض خطر قرار گرفته است . در صورتی که اقدامی صورت نگیرد ، هزاران گونه ممکن است سریعاَ به مرز انقراض برسند. وظیفه ای که پیش روی جهان قرار گرفته است ، محافظت از حیات وحش به منظور تضمین اینده طولانی آنها ، می باشد . راه حل معمولاَ آنچنان که به نظر می رسد خیلی روشن و واضح نیست . بسیاری از مردم گمان می کنند که بهترین راه برای محافظت یک گونه حیوانی پرورش دادن آنست به شکلی که خود بتواند از خود محافظت بنماید.

اهمیت حفاظت از حیات وحش

    صنوبرهای کمیاب شیلیایی ممکن بود

    بدون مراقبتهای مخصوص تا

    کنون کاملاَ از بین رفته باشند.

    برای مثال ، در صورتی که عاج فیلها را بدون اینکه انها را کشته و یا آسیب دیگری به آنان وارد سازند قطع کنند ، می توان عاجها را برای تامین مرتع برای فیلها به فروش رساند و یا انها را از دست شکارچیان سودجو نجات داد. اما بعضی ها فکر می کنند که تجارت عاج فیل باید کاملاَ ممنوع شود تا شکار فیل به هیچ وجه سود آور نباشد . این بحث در مورد بسیاری از حیوانات دیگر نیز صدق می کند . گیاهان نیز به محافظت و مراقبت خاصی نیازمند هستند . صنوبر (کاج) شیلیایی ، یک درخت غیر معمولی آمریکایی جنوبی ، فقط در ناحیه کوچکی از کوههای اند رشد می کند. بسیاری از درختان قطع شده اند ، اما امروزه انها را در شیلی به عنوان سمبل و آثار ملی قلمداد می کنند ، که به حفظ آینده آنها کمک خواهد کرد.

    جنگلهای بارانی استوایی از تعداد

    بیشماری از گونه های گیاهی

    و حیوانی در هر سطحی از

    ریشه تا قله درختان را

    تحت حمایت خود قرار می دهند.

   مردم سراسر جهان بسیار نسبت به نیاز به محافظت حیات طبیعی ، آگاه تر شده اند ، و بسیاری از کشورها قدمهای مثبتی در این مسیر بر می دارند. در سال 1992 بیشتر ملتهای جهان پیمان همکاریهای دو جانبه که از نابودی گونه های (گیاهی و حیوانی) جلوگیری می کند ، را امضا کردند . بسیاری از این کشورها قبلاَ توافقنامه ممنوعیت تجارت گونه های در معرض خطر را امضا کرده اند . محافظت از حیات وحش فقط در صورتی موفق و قابل اجرا است که توسط عمل و نه تنها حرف ، حمایت شود. ما بوسیله تخریب محیط زیست و آلوده کردن آب ، و بسیاری طرق دیگر حیات وحش را به خطر می اندازیم . برای حفظ گونه های در حال نابودی، باید روش زندگیمان را عوض کنیم.

حمایت ازحقوق حیوانات، مبحثی که چندیست و چند سالی است با به خطر افتادن زندگی حیات وحش و با به گسترش روزافزون نگهداری از حیوانات اهلی و اپارتمانی و علاقه مردم به نگهداری به خصوص سگ و گربه، مورد توجه بیش از پیش قرار گرفته است. نگهداری از این حیوانات، استفاده های تبلیغاتی و اقتصادی، گسترش شرکت های فعال اقتصادی را نیز به دنبال خود داشته است. در این بین خلا قانونی حمایت از حقوق حیوانات خانگی و شهری در قانون اساسی،سبب گردیده است هیچ یک از فعالیت این موسسات و حتی نگهداری کنندگان این حیوانات مورد کنترل و نظارت قرار نگیرند. شاید به همین علت، علاقه مندان به حیوانات بر آن شدند تا با فعالیت های خارج از سازمان های دولتی و مجری قانون اساسی به نوعی خلا قانون و حق از دست رفته این موجودات را برگردانند. هر چند در مورد حیات وحش ایران که قوانین مشخص و مدونی در قانون اساسی وجود دارد، اما باز هم ضعف اجرایی قوانین از طرف سازمان های اجرایی و مرتبط، حقوق حیات وحش و زندگی طبیعی آنها را دچار اختلال و خطر کرده است تا جایی که در برخی گروه های حیات وحش خطر انقراض، نسل آنها را تهدید می کند و هر ساله شاهد از بین رفتن بخش وسیعی از زیستگاه های آنها هستیم.

 

در مورد حیوانات شهری و خانگی وضعیت با شرایط متفاوتی نیز وخیم است. رفتارهای ناهنجار با حیوانات در کوچه ها و خیابان ها، نگهداری های غیر اصولی از حیوانات در محیط های آپارتمانی و خانگی،عدم رسیدگی صحیح از این حیوانات توسط صاحباشنیان، گسترش شرکت ها و موسسات غیر استاندارد خرید و فروش حیوانات و خدماتی آنها از جمله مواردی هستند که نگرانی های دوستداران حیوانات را برانگیخته است. بر همین اساس و با توجه به نگرانی های موجود از وضعیت حیات وحش و محیط زیست و نیز وضعیت حیوانات شهری و خانگی، گروه های غیر دولتی در قالب NGOها و علاقه مندان به حیوانات در گروهای کوچک تر از طرق مختلف فعالیت های آزادانه و کاملا داوطلبانه وا داشته است تا ضعف قانون حمایت از حقوق حیوانات را به نوعی جبران نمایند و با فرهنگ سازی، آموزش و فعالیت های عملی به جوامع شهری و محلی رعایت حقوق حیوانات، اعم از حیات وحش و غیر حیات وحش را به عنوان موجودات زنده ای که توان سخن گفتن از خود و گرفتن حق خود در برابر انسان را ندارند را یادآوری کنند. آنها نقش خود را به عنوان ضابطی برای امر به رعایت حقوق حیوانات به مردم و به خصوص مرتبطین با حیوانات ایفا می کنند.

در این میان رفتار و منش و برخورد این افراد و فعالین حقوق حیوانات در مواجه با کسانی که حیوانات و موجودات زنده را آزار و اذیت می کنند و به نحوی حقوق آنها را رعایت نمی کنند، بسیار مهم و حایز اهمیت بوده و نه تنها رفتار و عکس العمل شخص می تواند تاثیر گذار باشد بلکه عکس العمل وی در مقابله و مواجهه با رفتار فرد متخلف در مورد عملی که انجام داده است، بیشتر مورد توجه قرار خواهد بود و در فعالیت و رفتار مقابله با فرد خاطی تاثیر بیشتری خواهد داشت. تا نتیجه مثبت آن نمایان گردد. بیشتر کسانی که در امر به رعایت حقوق حیوانات فعالیت می کنند، در اکثر موارد به خصوص اوایل فعالیت شان، با احساسات و برخوردهای سطحی و احساسی - که رفتاری اشتباه نخواهد بود و عکس العمل طبیعی شخص خواهد بود - مواجه می شوند و بعضا به دلیل عدم کنترل در احساسات خود و رفتارهای غیر منطقی نه تنها فرد مقابل را نمی توانند نسبت به عمل وی آگاه سازند، بلکه در آگاه سازی منطق حمایت از حیوانات و دوست داشتن این موجودات به فرد، دچار اشفتگی شده و در مجاب نمودن او ناتوان خواهند شد. این رفتار های احساسی از سویی دیگر باعث می شود فرد خاطی با سخره گرفتن ماهیت و کلیت کار، در موارد دیگر نیز به کار و عمل خود ادامه دهد. یکی از دلایلی که بعضی از گروه های مردمی و حتی سیاسی مقوله ی حمایت از حیوانات و محیط زیست را نوعی تفریح می دانند، همین رفتارهای کنترل نشده خارج از چهار چوب های استاندارد گروه های حامی حیوانات می باشد که در اکثر موارد دچار بروز اختلالاتی در روند اصلی حمایت از حیوانات می شود. احساساتی شدن و نگرانی ها و غم انگیز شدن از عمل فرد خاطی در مقابل یک موجود زنده امری طبیعی است و اصولا افرادی که در فعالیت های حقوق حیوانات و محیط زیست فعالیت دارند، از ناملایمات و رفتارهای افراد متجاوز به حریم محیط زیست و حیوانات دلگیر می شوند و سعی دارند با رفتار و عمل خود، فرد یا افراد مقابل را به نوعی متوجه اشتباه وی نمایند و در آموزش و اطلاع رسانی وی را یاری کنند. این یکی از ضروریاتیست که می تواند رفتار فرد را در مقابل ناهنجاریها کنترل کند. ضرورتی که ایجاب می کند تا شخص حامی حقوق حیوانات با تسلط بر رفتار خود بر آنچه در شرف وقوع است یا اتفاق افتاده است، رفتاری منطقی داشته و از هر گونه رفتاری احساسی و همراه با عصبانیت پرهیز نماید.

شاید لگد زدن یک پسر بچه در خیابان به یک گربه و یا زدن گوسفندان توسط یک چوپان روستایی و در بدترین رفتار شکار یک حیوان توسط یک شکارچی، فرد ضابط را همان لحظه به آن وا دارد تا به فرد خاطی امر به معروف کند. نوع رفتار و امر به رعایت قانون آن هم توسط فردی که از هیچ اهرم قانونی برای انجام کارش برخوردار نیست، کمی مشکل است و ضرورت، نوع رفتار را تعیین می کند. شاید بعضا هم با آنکه تخلف در زمان و مکانی خاص و در ملا عام اتفاق می افتد، ضرورت ایجاب کند تا عکس العملی به آن نشان داده نشود. عکس العمل رفتار حامی حیوان امکان دارد به طرق و از مکانی دیگر اتفاق بی افتد. شاید لگد زدن ان پسر بچه و با چوب زدن صاربان به پای شتر برای نشستن آن ضرورت هایی باشند برای فعالیت آمرین حمایت از حیوانات و آموزش های دسته جمعی در زمان و مکان دیگر. هر چند برای هیچ یک از کسانی که در موضوعات حقوقی حیوانات فعایلت دارند، خوشایند نیست دیدن هر یک از این تصاویر و ازار و اذیت حیوانات و به حتم از دیدن و شنیدن آن ناراحت شده و به فکر چاره می افتند.

در نتیجه یک اتفاق ساده مانند لگد پسر بچه به گربه در کوچه، اتفاق می افتد و ما آن را می بینیم، رفتار ما همان رفتاریست که از آن به عنوان کنترل احساس خود از آن یاد کردیم و همان رفتار و واکنشی است در مقابل رفتار و کنش فرد خاطی و ضرورتی که باعث خواهد شد ما چه نوع رفتاری را در چه زمانی از خود بروز دهیم. می توان گفت در جامعه و کشور ما در هیچ برهه از زمان شاهد رعایت حقوق حیوانات و جامع شدن آن در قانون مکتوب و اساسی نبودیم و این مساله را در بخش حیوانات شهری و خانگی بیشتر احساس می کنیم. همین ضرورت ها و کنش های موجود در جامعه ما، افراد و گروه ها را بر آن داشت تا مقوله ی حمایت از حقوق حیوانات را به عنوان یک امر ضروری پایه ریزی کنند و انجمن هایی را برای حمایت از حقوق حیوانات تشکیل دهند. عدم رعایت حقوق حیوانات خوشایند و منطقی نیست اما یک ضرورت بود. تا افرادی که دغدغه اصلی انها حقوق حیوانات بود، به صورت هر چه حرفه ای تر و قانون مند تر و در چهارچوب های داخلی گروه های خود و نیز با تعامل بین گروه ها و سازمان های دیگر حتی سازمان های دولتی، فعالیت منسجمی را آغاز کنند و و با ناهنجاری ها برخورد نمایند.

در برهه های زمانی و تاریخی خاص کشورهای جهان اتفاقات مختلفی روی داده است که در اکثر موارد به میل و خواست مردم و دولت ها نبود. از این موارد به ضرورت تاریخ نام برده شد. انتخابات های فرمایشی، جنگ های داخلی و فرامرزی، کودتاها، انقلاب ها و غیره همگی از مواردی بودند که جامعه جهانی نیازی به آنها نداشت و کسی انها را انتخاب نکرد. اما همگی آنها ضرورت های تاریخ بودند که ایده های فکری و قوانین خاصی را برای هر یک از این بحران ها و اتفاقات پایه ریزی کنند. هر یک از این ضرورت ها ناخوشایند و ناخواسته بودند، بروز هر یک از آنها پایه گذار بسیاری از اتفاقات مهم و تاثیر گذار در جهان گردید.

بحث حمایت از حقوق حیوانات نیز خارج از این بحث نیست و ضرورت هایی را نیاز داشت تا کسانی که در این راه قدم برداشتند به فکر ایده های نو تری باشند و روز به روز در فعالیت های خود ایده های جدید تری را عملی سازند. رفتار و دید خود را تغییر دهند و به آن به عنوان یک کار حرفه ای نگاه کنند.

حال این ضرورت ها شاید از دیدی دیگر همان خلا قانون مدونی باشند که اگر چنانچه در موردی خاص قانون مشخصی وضع می شد و تکلیف افراد یک جامعه در مقابل حیات وحش وحقوق حیوانات مشخص بود، دیگر نیازی به ضرورت ها جهت کنترل رفتارهای ناهنجار، آن هم از طرف خود افراد جامعه احساسا نمیشد ویا کمتر به آن نیاز بود. در واقع رابطه میان عدم وجود قانون و نیاز به ضرورت ها رابطه ایست تعریف شده و در مقابل یکدیگر. به این شکل که زمانی به ضرورت ها در بحث حمایت از حقوق حیوانات می رسیم که برای کنترل ناهنجاری ها قانونی وجود ندارد. اتفاقی می افتد، برای برخورد قانونی نیست، از جهتی قانونی هم وجود نداشت است که ناهنجاری به راحتی اتفاق افتاده است، در نتیجه ضرورت ایجاب می کند تا افرادی از جامعه به طرق مختلف سعی در کنترل ناهنجاری کنند.

از اصول اساسی در مدیریت حیات وحش، نگهداری و حفظ جمعیت حیات وحش است که شامل گونه های صید شونده و غیرصید شونده، گیاهان و محیط زیست آنها می باشد. در واقع مدیریت حیات وحش مطالعه علمی تعاملاتی است که نشاندهنده توزیع و تعداد موجودات زنده است. تعداد و نوع حیواناتی که توسط یک زیستگاه می توانند تامین شوند به میزان غذا، سرپناه ، فضای زیستی و آب در دسترس و به تحرک موجود زنده بستگی دارد. از آنجائیکه این مسئله نیاز به مطالعه فاکتورهای طبیعی بسیاری دارد، کاربرد فناوری سنجش از دور، ابزاری ضروری جهت ارزیابی زیستگاههای حیات وحش از طریق تولید نقشه پوشش گیاهی، خاک، جنگل، تالابها و تجزیه و تحلیل منابع آب می باشد.

دو مزیت بسیار مهم تصاویر ماهواره ای و عکس های هوایی در زمینه جمع آوری اطلاعات مفید عبارت از تهیه نقشه از زیستگاههای حیات وحش و آمارگیری از آنها می باشد. مدیریت حیات وحش باید بطور مستمر زیستگاهها را از جهت تغییرات کمی و کیفی آنها مورد پایش قرار دهد. کاربرد فناوری های سنجش از دور بهمراه مطالعات تکمیلی میدانی می تواند روش دقیق و به صرفه برای طبقه بندی زیستگاهها و یا پوشش گیاهی آنها باشد. بسیاری از عوارض سطحی که از پارامتر های مهم جهت ارزیابی زیستگاه هستند شامل ترکیب گونه گیاهی و یا تراکم آن و حتی بیوماس (زیست توده) می تواند توسط داده های سنجش از دوری تفسیر و یا اندازه گیری شوند. پراکندگی مؤلفه های زیستگاه، طول لبه، فاصله آن با دیگر عوارض مهم زیستگاه می تواند توسط تصاویر عمودی اندازه گیری شود. با بکارگیری تصاویر ماهواره لندست با سنجنده TM وMSS  و همچنین HRV وIRS نیز می توان درصد پوشش گونه و گستره مکانی آن را برآورد نمود.

 

/ 0 نظر / 877 بازدید