حقوق حیوانات در اسلام

اهمیت، ضرورت و جایگاه حفاظت از حیات وحش از نظر دین مبین اسلام

چکیده

انسان به عنوان اشرف مخلوقات در تمام ادیان آسمانی، از کرامت خاصی برخوردار است و حقوق و تکالیف زیادی دارد. سالهاست که جوامع مختلف به تدوین قوانینی از جنبه‌های مختلف حقوق انسانی پرداخته و هر روز مطلبی جدید به آن افزوده‌اند؛ حقوق کودکان، حقوق زنان، حقوق کارگران و ....

امروزه توجه جوامع به این مسأله جلب شده است که فقط انسانها از حقوق مختلف برخوردار نیستند، بلکه تمام آنچه روی زمین وجود دارد مانند کوهها، دریاها، حیوانات و گیاهان نیز دارای حقوقی می‌باشند. انسان تمام مخلوقات را زیر سیطره خود دارد و از آنها به نفع خود بهره‌برداری می‌کند؛ ولی آیا این تصرفات هیچ حد و حصری در قوانین مذهبی و اخلاقی ندارد و دست انسان برای هر نوع انتفاعی باز گذاشته شده است؟

این مقاله به بررسی حقوق حیوانات و حد مجاز تصرف و تسلط انسان بر حیوانات از دیدگاه قوانین اسلام، ایران و دنیا پرداخته، سعی می‌کند ابعاد قضیه را تا حد ممکن روشن سازد. آنچه از اسلام آمده تنها قطره‌ای از دریاست و بسی مایه شگفتی است که اسلام هزار و چهار صد سال پیش با لطافت و دقت به این مسأله پرداخته در حالی که انجمن‌های حمایت از حیوانات سراسر دنیا چند سالی بیش نیست که به این مسأله توجه کرده‌اند. به نظر می‌رسد در حقوق ایران نیز علیرغم پیشینه اسلام، به این مسأله توجه چندانی نشده است. بخش آخر مقاله در بر دارنده آزمایش‌ها و تحقیقاتی بر روی حیوانات در آزمایشگاه‌ها و تغییرات ژنتیکی آنها با بررسی یک نمونه جنجالی در دنیا (موش هاروارد) می‌باشد.

قبل از ورود به بحث اصلی لازم است در مورد پیداش حیات،جایگاه حیوانات از لحاظ زیست شناسی در شبکه حیات و تقدس حیوانات در فرهنگهای مختلف بررسی کوتاهی انجام دهیم. این بررسی در سه مقدمه کوتاه بیان می‌گردد.پیدایش حیات در زمین

الف‌ـ نظریه تولید خود بخودی یا خلق الساعه بودن

این تئوری توسط ارسطو ارائه شد و عده زیادی پس از وی معتقد بودند موجود زنده در شرایط خاصی از ماده غیر زنده تولید می‌شود؛ مثلاً منشأ مارماهی را لجن و منشأ عقرب را آجر مرطوب می‌دانستند. این نظریه در قرن نوزدهم با آزمایش‌هایی که دانشمندان انجام دادند، رد شد.

ب‌ـ نظریه کیهانی

طرفداران این نظریه معتقد بودند که ماده زنده یا موجودات زنده در زمانهای دور از کرات دیگر به وسیله شهاب‌سنگها به زمین منتقل شده و در نقاط مختلف زمین، تمدنهای مختلف را به وجود آورده‌اند.

ج‌ ـ نظریه اوپارین (تکاملی آلی)

وپارین، دانشمند روسی (1963) معتقد بود زمین در زمان پیدایش ماده زنده، شرایط مناسبی برای ترکیب مولکولهای ساده و بوجود آوردن مولکولهای پیچیده حیاتی داشته است و این مولکولهای پیچیده منشأ اولیه حیات را تشکیل داده‌اند.

دـ نظریه خلقت

این نظریه نشأت گرفته از ادیان مختلف آسمانی و کتب متعلق به آنها هم چون انجیل و قرآن می‌باشد. طرفداران این نظریه معتقدند خالق خلقتهای مختلف را به طور مستقل و در زمانهای مختلف بوجود آورده است. در این زمینه در قرآن کریم آیات متعددی به چشم می‌خورد.

خلقت زمین و موجودات در قرآن کریم

«همانا در خلقت آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز و کشتی‌ها که به روی آب برای انتفاع خلق در حرکتند و بارانی که خدا از بالا فرو می‌فرستاد تا به وسیله آن زمین را بعد از مردن، زنده گرداند و سبز و خرم کند و نیز در برانگیختن «انواع حیوانات» در زمین و در وزیدن بادها به هر طرف و در خلقت ابر که میان زمین و آسمان مسخر است و به اراده خدا در حرکت است، در همه این امور برای عاقلان ادله‌ای واضح بر علم و قدرت و حکمت و رحمت آفریننده وجود دارد» (بقره، 164).

خلقت انواع موجودات زنده

در زمینه انواع موجودات زمین از لحاظ نوع حرکت کردن آنها بر روی زمین چنین آمده است: «و خدا هر حیوان را از آب آفرید (و انواع گوناگون ساخت) که بعضی (مانند مارها) بر شکم روند و برخی (مانند انسان) بر دو پا و برخی بر چهار پا حرکت کنند و خدا هر چه خواهد بیافریند که خدا به قدرت کامله بر همه کار خلق تواناست» (نور،45).

دسته بندی انواع موجودات زنده از لحاظ زیست شناسی

از لحاظ زیست شناسی، همه محیط‌هایی که در آنها زندگی جریان دارد، محیط زیست نامیده می‌شود. در یک محیط زیست همه موجودات زنده به یکدیگر وابسته‌اند و این ارتباط بیشتر به علت احتیاج غذایی آنها به یکدیگر است.

وابستگی موجودات زنده به یکدیگر موجب تشکیل زنجیره‌ها و شبکه‌های غذایی می‌گردد. بررسی دانشمندان نشان می‌دهد که همه موجودات زنده کره زمین یک شبکه غذایـی بزرگ را تشکیـل می‌دهند و همه بـه یکدیگر وابسته‌اند؛ این شبکه بزرگ را شبکه حیات می‌‌‌نامند.

موجودات زنده کره زمین را به چهار دسته اصلی تقسیم می کنند (امیری, 1379, ص29-71):

تک زیان، آغازیان، گیاهان و جانوران

جانوران موضوع اصلی بحث ما هستند و دو دسته کلی بی‌مهرگان و مهره‌داران را تشکیل می‌دهند.

بی‌مهرگان عبارتند از: اسفنجها، کیسه‌تنان، کرمها، نرم‌تنان، بندپایان و خارپوستان.

مهره‌داران عبارتند از: ماهی‌ها، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران.

مهمترین گروه مهره‌داران، پستانداران جفت‌دار می‌باشند که خود از چند گروه مختلف تشکیل شده‌اند:حشره‌خواران، جوندگان،خرگوشها، خفاشها، گوشتخواران، باله‌داران، آب بازان، پستانداران سم دار، پستانداران بی دندان و نخستیها.

«نخستیها» پیشرفته‌ترین گروه موجودات زنده را از لحاظ تکاملی تشکیل می‌دهند؛ زیرا نمیکره‌های مخ در آنها رشد زیادی داشته و چین خورده است. این گروه شامل لمورها، میمون‌ها و نهایتاً آدمیان می‌شوند. آدمیان از لحاظ تکاملی عالی‌ترین جاندارن روی زمین بعد از حیوانات هستند.

انسانها همواره سعی کرده‌اند با دخالت در طبیعت، تغییراتی به نفع خود ایجاد کنند که بسیاری مواقع موجب بهم ریختن نظم طبیعی شبکه‌ها و زنجیره‌های غذایی شده است. این تغییرات تا به جایی پیش رفته است که ساختار مولکولی موجودات زنده را نیز تغییر داده و توانسته‌ است موجوداتی را با خواص و کیفیات جدید و مورد دلخواه انسان تولید کند. با این کار، گرچه خدمات مفیدی به جامعه بشری عرضه شده؛ مسأله این است که آیا سایر موجودات زنده از هیچ حقی در مقابل این تغییرات برخوردار نیستند و همه چیز در طبیعت باید در خدمت انسانها باشد؟

گستـرش شهرها و نقل و انتقال انسانهـا از منطقه‌ای بـه منطقه‌ای دیگـر موجب می‌شود بسیاری از موجودات یک منطقه از بین بروند و برخی دیگر که اوضاع جدید برایشان مساعدتر است زیاد شوند.

از آن جا که انقراض نسل برخی حیوانات و بهم خوردن نظم طبیعی چرخه حیات موجب بروز مشکلات جدی حتی برای خود انسانها می‌شود، کم‌کم گروه‌ها و سازمانهای ملی و بین‌المللی به حمایت از گونه‌های مختلف جانداران پرداخته‌اند.

اندیشه های باستان در مورد حقوق حیوانات

در فرهنگهای باستانی حیوانات از لحاظ تقدس و ارزش در طبقات مختلفی قرار می‌گرفتند و هر کدام نماد اسطوره‌ای بودند. به عنوان مثال «پرندگان» همواره در شمار جانداران ارجمند بودند مردمان قدیم پرندگان را آفریدگانی فراسویی و از گونه‌ای دیگر می‌پنداشتند.

در این فرهنگها، مرغان شکاری تیز پرواز از ارزش آیینی و نمادین بیشتری برخوردار بودند. مثلاً «شاهین» از دید «نماد شناسی اسطوره» برجسته‌تر و ارجمندتر از دیگر مرغان بود و ایرانیان، یونانیان و رومیان سرشت شاهین را از آتش می‌دانستند.

ایرانیان باستان «کلاغ» را پرنده مهر و سروش می‌دانستند و ژرمنهای باستان، کلاغ را یار و همراه خدای خویش، «اودین» می‌انگاشتند. (کزازی, 1368, ص 72-73)

«سیمرغ» نیز بسیار مورد توجه ایرانیان بود. آن را در شمار مرغان خورشیدی می‌آوردند و معتقد بودند که سیمرغ، «جان جانان» است و جانهای پاکیزه و پیراسته با رسیدن به سیمرغ، به خدا می‌رسند.

امروزه در قونیه معتقدند لحظه‌ای که آهویی به دنیا می‌آید، نوری مقدس زمین را روشن می‌کند. در برخی فرهنگها، آهو را نماد فرزانگی دانسته‌اند و شکار آهو، نماد جستجوی فرزانگی است (شوالیه, 1378, ج 1, ص 312-313).

در ایران باستان نیکی به حیوانات سودمند از وظایف اصلی بوده است. در تاریخ نقل شده بهرام گور از پادشاهان ساسانی کوشش‌های فراوانی در جهت توسعه پرورش اسب و اسب‌دوانی می‌کرد و انوشیروان به دامپروری علاقه فراوانی داشت.

نیکی و ترحم به حیوانات در آئین مزدیسنا که در زمان ساسانیان رواج داشت، اهمیت زیادی داشته و در این مورد در رساله پهلوی «ارداویرافنامه» که در زمان ساسانیان نوشته شده نکات جالبی دیده می‌شود. ارداویراف موبدی که سفری به بهشت و دوزخ کرده و مردمان را از پاداش و عذاب در جهان دیگر با خبر می‌کند سزای آنان را که نسبت به حیوانات بد رفتاری می‌کنند عذاب دوزخ و پاداش کسانی که به حیوانات نیک رفتاری می‌کنند سعادت ابدی می‌داند (تاج بخش, 1382, ج 1, ص 335).

در ادیان مانی و مزدک نیز برای حیوانات اهمیت خاصی قائل بودند. مانی مردی ایرانی و دین او دین آمیخته از آیین زرتشت، مسیح و احتمالاً سایر ادیان زمان بود. برگزیدگان یا روحانیان این آیین از خوردن گوشت و هر گونه آزار رسانیدن به حیوانات و گیاهان به شدت امتناع می‌کردند.

در رساله شایست ناشایست که از کتب پهلوی پیش از اسلام است که تاکنون باقی مانده، از کشتار بیهوده حیوانات به شدت نهی شده است. در این کتاب می‌خوانیم هر کس بیهوده حیوانات را بکشد، در آن جهان عذابی دردناک خواهد داشت و هر که به حیوانات نکویی کند و امکان زاد و ولد آنها را فراهم آورد، مورد لطف ایزدی قرار خواهد گرفت (همو, ص 338). در زراتشت نامه نیز از قول زرتشت توجه و مهربانی به حیوانات توصیه شده است.

در متون اوستایی از جمشید به عنوان نجات‌دهنده حیوانات بسیار یاد شده است. جمشید به معنای «پرتو ماه» است، برخی او را برادر طهمورث و فردوسی او را پسر طهمورث می‌داند. به قول طبری، او وسایل اهلی کردن حیوانات را ابداع کرد و در صنعت ابریشم و دیگر رشتنی‌ها تبحر داشت و بفرمود تا لباس ببافند و رنگ کنند. زین و پالان را ابداع کرد تا به کمک آن چهار پایان را رام کنند و به اطاعت در آورند.

در اوستا، جمشید دارنده گله‌های فراوان است و حیوانات را از شر گرسنگی و بی‌علوفگی می‌رهاند (تاج بخش, 1382, ج 1, ص 337).

آریاییان ایران و هند به وجود خدایان و فرشتگان متعددی برای هر چیز قائل بودند. از جمله خدایانی بودند که بر حیوانات تأثیر اساسی داشتند، مانند «اوشس» که نگهدارنده گاوان بود و «سویتری» که خدای آفتاب و زنده کننده و زاینده بود و روشنایی را به بشر هدیه می‌کرد و همه اینها یادآور «میترا» و «مهر» هستند که در سنت آریایی و مخصوصاً ایرانیان نگهبان گله اسبان و نشخوارکنندگان و بخشنده قدرت باروری به حیوانات ماده و زنان بود «ویشنو» خدای محافظ و مظهر نیروی آفتاب، صاحب گاوان شیرده و چراگاه‌های حاصلخیز بود و در خدمت مردم قرار داشت. «ریشودوا» که روح همه خدایان بود، کمال محبت و عنایت را به همه موجودات از جمله گاو و گوساله داشت. در اوپانیشاد هندوان رعایت حیوانات و آزار نرساندن به آنها با بیانی شاعرانه توصیف شده و از شیرگاو، برداشت عرفانی در جهت وحدت وجود هست و اشاراتی هم به رنگ‌های گاو در آن دیده می‌شود.

در فرهنگ اوستایی و پهلوی هر یک از روزهای ماه‌های ایرانی نام مخصوصی داشت که هر کدام نام یکی از فرشتگان بود. روز چهاردهم هر ماه را جوش یا گوش می‌گفتند. ابوریحان بیرونی در مقابل روزگوش عدد «پر» را قرار می‌دهد که به حروف ابجد برابر 14 هست که همان چهاردهم ماه می‌باشد. در این روز دعای مخصوص در «واسپارا» می‌خواندند و سلامت حیوانات را آرزو می‌کنند. مسأله گوش‌روز در فرهنگ اسلامی نیز وارد شده است. چنان که ملامحسن فیض کاشانی رساله‌ای در نقل روایت «معلی بن حفنیس» از امام صادق(س) راجع به نوروز و سی روز ماه پارسیان تألیف کرده است.

فیض کاشانی در این رساله سی روز ماه را با ذکر نام پارسی آن ذکر کرده، در هر مورد راجع به فرشته صاحب نام مطلبی گفته و کارهایی که انجام دادن آنها در هر یک از این روزها پسندیده یا ناپسند است یاد کرده است. در این رساله در مورد روز چهاردهم ماه گفته شده است:

«چهاردهم حوس، نام فرشته‌ایست موکل بر آدمیان و چهارپایان، فارسیان می‌گویند روزی سبک است و ما می‌گوییم روز خوبی است برای هر چه خواهد، و دیدن شرفا و علما برای حاجت خواستن در این روز خوبست و هر کس در این روز بیمار شود به زودی شفا یابد» (تاج بخش, 1382, ج 1, ص 213 - 215) .بررسی حقوق حیوانات در اسلام

الف‌ـ مبانی حقوق حیوانات در قرآن کریم

در قرآن کریم آیات متعددی در مورد حیوانات دیده می‌شود که بارها به این موضوع اشاره کرده‌اند که حیوانات نشانه‌ قدرت الهی و مایه‌ی عبرت بشر هستند و در آنها منافع بی‌شماری برای انسانها قرار داده شده است.

1ـ تدبّر در خلقت چهارپایان و حیوانات اهلی

اولم یروا انا خلقنا لهم مما عملت ایدینا انعاماً فهم لها مالکون و ذللناها لهم فمنها رکوبهم و منها یاکلون و لهم فیها منافع و مشارب أفلایشکرون؛ «آیا آنها ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده‌ایم چهار‌پایانی برای آنها آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟ آنها را رام ایشان ساختیم‌، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذیه می‌کنند. و برای آنان منافع دیگری در آن حیوانات است و نوشیدنیهای گوارایی، آیا با این حال شکرگزاری نمی‌کنند؟» (یس، 71-73).

و ان لکم فی الانعام لعبرة نسقیکم مما فی بطونها و لکم فیها منافع کثیره و منها تاکلون؛ «همانا برای شما در مطالعه حال چهار‌پایان و حیوانات اهلی عبرتی هست که از شیر و گوشت و پوست خود به شما بهره می‌دهند و بسیاری منافع دیگر برای شما دارند و از گوشت و شیر آنها تناول می‌کنید» (مؤمنین، 21).

خداوند در آیات متعدد از انسان می‌خواهد که در آیات الهی و از جمله خلقت خود و حیوانات تدبر کنند. برای مثال در سوره غاشیه آمده است: افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت؛ «آیا به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده است» (غاشیه، 17). خداوند متعال در امثال این آیات مردم را به شناختن حیوانات، و تفکر در کیفیت خلقت آنها و کارهایی که می‌کنند ترغیب نموده و در آیات دیگر، انسانها را به عبرت گرفتن از بعضی از آنها مانند چهارپایان‌، پرندگان، مورچگان و زنبوران عسل دعوت کرده است.

آیات 5 تا 8 سوره‌ نحل نیز به منافع حیوانات اشاراتی جالب و شگفت‌انگیز دارد. بطوری که پس از بیان برخی منافع مادی چهارپایان از جمله تهیه پوشش و خوراک، روی جنبه استفاده روانی از آنها نیز تکیه کرده می‌گوید: ولکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون؛ «در این حیوانات برای شما زینت و شکوهی است به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان باز می‌گردانید و هنگامی که صبحگاهان به صحرا می‌فرستید» (نحل، 5-8).

در تفسیر این آیه آمده است که منظره جالب حرکت دسته جمعی گوسفندان و چهارپایان به سوی بیابان و چراگاه، سپس بازگشتشان به سوی آغل و استراحتگاه که قرآن از آن تعبیر به «جمال» کرده تنها یک مسأله ظاهری و تشریفاتی نیست، بلکه گویای این حقیقت است که چنین جامعه‌ای خود‌کفاست، این در واقع «جمال استغناء و خودکفایی جامعه» است، جمال تولید و تأمین فرآورده‌های مورد نیاز یک ملت و همان استقلال اقتصادی و ترک هر گونه وابستگی است.. (مکارم شیرازی, 1380, ج11, ص 159- 160).

سوره نحل اسرار شگفت انگیزی در مورد زنبور عسل بیان می‌کند. زنبوران عسل دارای زندگی بسیار منظم توأم با برنامه‌ریزی و تقسیم کار و مسؤولیت هستند. کندو پاکترین، منظم‌ترین و پرکارترین شهرهای دنیاست که از تمدن درخشانی برخوردار است و شاید تنها دلیلی که برای این همه نظم و همکاری بتوان آورد، در همین آیه خلاصه می‌شود که: «پروردگار تو به زنبور عسل وحی فرستاد که از کوهها و درختان و داربست‌هایی که مردم می‌سازند خانه‌هایی برگزین سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههایی که پروردگارت برای تو تعیین کرده به راحتی بپیما. از درون شکم آنها نوشیدنی خاصی خارج می‌شود به رنگهای مختلف، که در آن شفای مردم هست، در این امر نشانه روشنی است برای آنها که اهل فکرند!» (نحل، 67-68).

2ـ تکامل و حشر حیوانات در قیامت

برخی آیات قرآن به تکامل و حشر و رستاخیز حیوانات اشاره کرده‌اند که جای سؤال و بحث فراوانی را برمی‌انگیزد، چرا که لازمه رستاخیز و حساب و جزا، مسأله عقل و شعور و تکلیف و مسؤولیت است، آیا حیوانات هم دارای سطحی از شعور و ادراک هستند که رستاخیز داشته باشند؟

سوره انعام در این زمینه می‌گوید: و ما من دابه فی الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شی ثم الی ربهم یحشرون؛ «محققاً بدانید که هر جنبنده در روی زمین و هر پرنده که به دو بال در هوا پرواز می‌کند، همگی طایفه‌ای مانند شما نوع بنی بشر هستند. ما در کتاب آفرینش هیچ چیز را فروگذار نکردیم. سپس همه به سوی پروردگار خود محشور می‌شوند» (انعام، 38).

در مورد این آیه تفاسیر زیادی نقل شده است. مرحوم علامه طباطبائی (ره) در بحث مبسوطی ذیل آیه، شباهت اجتماعات حیوانی را به انسانی از نظر کثرت و عدد، هدفداری و حتی دارا بودن نوعی از زندگی ارادی و شعوری مطرح کرده، می‌نویسند «تفکر عمیق در اطوار زندگی حیوانی که ما در بسیاری از شؤون حیاتی خود با آنها سر و کار داریم و در نظر گرفتن حالات مختلفی که هر نوع از انواع این حیوانات در مسیر زندگی به خود می‌گیرند، ما را به این نکته واقف می‌سازد که حیوانات هم مانند انسان دارای عقاید و آراء فردی و اجتماعی هستند. حرکات و سکناتی که آنها در راه بقا و جلوگیری از نابود شدن نشان می‌دهند همه بر مبنای آن عقاید است (طباطبائی, بی تا, ج7, ص 103).

در اجتماعات حیوانی هم مانند اجتماعات بشری فطرتاًَ ماده و استعداد پذیرفتن «دین الهی» وجود دارد. همان فطرتی که در بشر سرچشمه دین الهی است وی را برای حشر و بازگشت به سوی خدا، قابل و مستعد می‌سازد، در حیوانات نیز هست».

در تفسیر نمونه ضمن بیان زندگی شگفت‌انگیز زنبور عسل و مورچه، وفای حیوانات به صاحب خود و تربیت‌پذیری آنها برای مقاصد انسانی آمده است «در آیات متعددی از قرآن، مطالبی دیده می‌شود که دلیل قابل ملاحظه‌ای برای فهم و شعور بعضی از حیوانات محسوب می‌شود‌، داستان فرار کردن مورچگان از برابر لشگر سلیمان، داستان آمدن هدهد به منطقه سبا و یمن و آوردن خبرهای هیجان‌انگیز برای سلیمان شاهد این مدعاست» (مکارم شیرازی, 1380, ج 5, ص 226-225).

در روایات اسلامی نیز احادیث متعددی در زمینه رستاخیز حیوانات دیده می‌شود. از جمله در «تفسیر المنار» روایتی از طریق اهل تسنن نقل شده که پیامبر(ع) در تفسیر آیه مورد بحث فرمودند: ان الله یحشر هذه الامم یوم القیامه و یقتص من بعضها لبعض ، حتی یقتص للجماء من القرناء؛ «خداوند تمام این جنبندگان را در روز قیامت برمی‌انگیزاند و قصاص بعضی را از بعضی می‌گیرد. حتی قصاص حیوانی را که شاخ نداشته و دیگری بی‌جهت به او شاخ زده است، از اولی خواهد گرفت». همچنین از ابوذر نقل شده که گفت: ما خدمت پیامبر(ع) بودیم که در پیش روی ما، دو بز به یکدیگر شاخ زدند. پیامبر(ع) فرمود: می‌دانید چرا اینها به یکدیگر شاخ زدند؟ حاضران عرض کردند: نه. پیامبر(ع) فرمود: اما خدا می‌داند چرا و به زودی در میان آنها داوری خواهد کرد (همو).

آیاتی همچون «و اذا الوحوش حشرت» (تکویر، 5) و «ثم الی ربهم یحشرون» (انعام، 38) نیز تأکیدی دیگر بر حشر و رستاخیز حیوانات است.

ب ـ ضرورت نفقه حیوانات در فقه اسلام

در اسلام، از مهمترین حقوق حیوان بر صاحبش، تأمین وسیله زندگی حیوان است؛ به طوری که در برخی کتب فقهی، یکی از مصادیق صدقات، غذا دادن به حیوانات نظیر حیوانات آبزی معرفی شده و برای آن ثواب بسیاری زیادی ذکر گردیده است که نشان از اهمیت دادن اسلام به مسأله نفقه و غذای حیوانات دارد.

آنچه که در اسلام موجب وجوب نفقه بر ذمه انسان می‌شود، سه چیز است: 1ـ زوجیت؛ 2ـ قرابت؛ 3ـ ملکیت (ملک). بنابراین هر جانداری که در اختیار کسی قرار بگیرد، باید نفقه‌اش توسط مالک پرداخت گردد. البته این حکم حقوق هر حیوانی را اعم از اینکه گوشتش خوردنی باشد یا نه، و به نحوی از انحاء قابل بهره‌برداری باشد یا نه، شامل می‌شود (نجفی, بی تا, ج 31, ص 394). در متون فقهی در مورد نفقه حیوانات آمده است که: اگر کسی حیوانی را مالک شود، رسیدگی و نفقه آن حیوان بر او است؛ خواه حلال گوشت باشد یا حرام گوشت. پرنده و غیر پرنده نیز فرقی ندارد. زیرا هر کدام برای خود حرمتی دارند... اگر آن حیوان حلال گوشت باشد، صاحبش مخیر است بین سه چیز:

1ـ غذا؛ 2ـ ذبح؛ 3ـ فروش. و اگر حرام گوشت باشد مالک آن بین دو راه مخیر است: 1ـ غذا؛ 2ـ فروش (نائینی، 1378، ص 48).

گستره نفقه حیوانات در فقه

در زمینه نفقه حیوان چند مسأله قابل توجه است:

الف ـ نفقه حیوان شامل چه مواردی است ؟

نفقه و وسایل زندگی حیوان اعم است از خوراک، آشامیدنی، مسکن، دارو و هر ماده ضروری معیشت و ادامه حیات. اگر حیوان بتواند در مراتع و دیگر جایگاه‌های قابل تغذیه زندگی خود را تأمین کند، مالک حیوان می‌تواند آن را برای چریدن و آشامیدن رها کند و اگر حیوان نتواند از آن جایگاه‌ها زندگی خود را تأمین کند، واجب است مالک وسایل معشیت حیوان را فراهم کند. همچنین اگر حیوان نتواند به حد کافی تغذیه خود را اداره کند، واجب است مالک بقیه تغذیه او را به حد کفایت تأمین نماید (نجفی, بی تا, ج 31, ص 394).ب ـ وظایف مالک و حاکم در زمینه نفقه حیوان چیست؟

اگر صاحب حیوان از انجام وظایف خود و اداره حیوان خودداری کند، حاکم نخست او را ارشاد و مجبور به اداره زندگی حیوان می‌کند. اگر صاحب حیوان از اطاعت حاکم تمرد کند، حاکم باید راه دیگری انتخاب کند که حیوان را از فشار زندگی نجات بدهد؛ مانند فروش حیوان یا ذبح آن. در صورتی که گوشتش قابل خوردن باشد، یا رها کردن حیوان تا دیگران معیشت آن را به عهده گیرند. منتهی اگر رها کردن حیوان موجب مزاحمت تصرف کنندگان باشد، حاکم می‌تواند حیوان را یکباره یا تدریجاً بفروشد و قیمت آن را به صاحب مال بدهد (جعفری، 1377، ج1، ص 116-117).

اگر زندگی حیوان با یکی از راههای فوق تأمین نگردد، حاکم به جای صاحب مال اقدام به تأمین زندگی حیوان می‌نماید و به هر نحوه که وضع حیوان مقتضی است و امکانات موجود برای رهایی آن اجازه می‌دهد، عمل می‌کند.

در صورت امتناع صاحب حیوان، حاکم می‌تواند از سایر اموال صاحب حیوان فروخته، معیشت حیوان را تأمین کند و اگر تأمین زندگی با اجاره دادن حیوان امکان‌پذیر باشد، حاکم می‌تواند آن را به اجاره بدهد (همو).

صاحب جواهر می‌گوید: به مجرد اینکه صاحب حیوان از اداره زندگی حیوان امتناع بورزد و هیچ راهی را برای رهایی جاندار انتخاب نکند، حاکم مجبور نیست که صاحب حیوان را به اداره زندگی حیوان اجبار نماید، بلکه به جهت ولایتی که دارد، اقدام به تأمین حیات جاندار می‌نماید (نجفی, بی تا, ج 31, ص 394)

اگر مواد معیشت حیوان نزد صاحب حیوان وجود نداشته باشد و شخص دیگری آن مواد را داشته باشد، واجب است که صاحب حیوان آن مواد را بخرد و اگر صاحب ماده از فروش آن امتناع بورزد، جایز است صاحب حیوان در موقع ضرورت آن را با ضمانت مثل همان ماده یا قیمت آن غصب کند، چنان‌که غصب ماده ضروری معیشت برای انسان جایز است. البته غصب ماده ضروری معیشت برای ابقای حیوان هنگامی جایز است که خود صاحب آن ماده یا حیوانی که در اختیار اوست، احتیاج حیاتی به آن ماده نداشته باشد.

مالک موظف است علاوه بر نفقه خود حیوان، مراقب تأمین وسایل ادامه حیات بچه حیوان نیز باشد. بنابراین اگر جاندار بچه شیرخوار داشته باشد، باید به اندازه کفایت تغذیه بچه، شیر در پستان مادر نگهداری شود. لذا اگر شیر مادر فقط به اندازه احتیاج تغذیه بچه‌اش بوده باشد دوشیدن شیر مادر حرام است، البته اگر دوشیدن شیر حیوان ضرری به حیوان یا بچه‌اش نرساند یا اگر بچه از علف بیابـان تغذیه کند، دوشیـدن شیر واجب است، زیرا در غیر ایـن صورت مـال مفید اسراف می‌شود (حلی، 1411هـ، ص 354).

همچنین لازم است مقداری از عسل در کندو بماند تا زنبوران گرسنه نمانند و در صورت احتیاج مانند فصل زمستان مستحب است که بیش از قوت او در کندو نگهدارند.

همچنین فقها تصریح کرده‌اند که چون زندگی کرم ابریشم بسته به برگ توت است، لازم است که مالک حیوان را حفظ کند و نگذارد تلف شود و اگر برگ کم باشد و مالک اعتنایی به حیوان نکند، حاکم از مال مالک می‌فروشد و برای حیوان برگ می‌خرد (فریدونی, بی تا, ص 251).

در مواردی که وسیله حیات به یکی از چند حیوان کفایت کند به طوری که یکی از آنها با آن وسیله بتواند نجات پیدا کند و بقیه هلاک شوند مانند اینکه مقداری آب باشد که فقط یکی از حیوانات را بتواند نجات بدهد، فرض بر دو گونه است:

الف‌ـ در صورتی که حیوانات از همه جهات حیاتی مساوی باشند، مکلف در به کار بردن وسیله حیات برای ادامه زندگی هر یک از این حیوانات مخیر است.

ب ـ حیواناتی که از همه جهات مساوی نبوده باشند، مانند سگ غیر مضر و گوسفند، بدان جهت که پایان دادن به حیات گوسفند با ذبح شرعی امری است قانونی ولی مردن سگ از تشنگی خلاف قانون است، لذا آب به سگ داده می‌شود تا بدون علت هلاک نشود. با نظر به ملاک فوق مثلاً اگر جانداری بتواند تا دو روز از تشنگی هلاک نشود. مانند شتر، ولی جاندار دیگر تا آن مدت نتواند دوام بیاورد، مسلم است که آب را به جاندار دوم باید داد (جعفری، 1377، ج1، ص 119-118).تقدم حق حیات حیوان بر طهارت مائیه

در قانون، اسلام عبادات پس از اصول دین تقدم دارد و در میان عبادت نماز چنان اهمیتی دارد که فقها فرموده‌اند در هیچ احوالی از مردان ساقط نمی‌شود. یکی از مقدمات نماز طهارت است به طوری که نماز بدون طهارت را نمی‌توان نماز شمرد. حال اگر مقداری آب که کفاف طهارت و رفع تشنگی حیوان را بکند، موجود نباشد، بلکه برای یکی از این دو عمل کفایت کند، در این گونه مواقع مزاحمت میان عبادت و حق حیوان ایجاد می‌شود و به عبارتی دو واجب با هم مزاحمت پیدا می‌کنند.

وجوب طهارت از جهت صلوه و وجوب آب دادن به حیوان. ولی فقها تماماً و بالاجماع در این جا فتوای تبدیل طهارت مائیه به ترابیه داده‌اند و فرموده‌اند آب را باید برای حیوان استعمال کرد و برای نماز تیمم نمود. از جمله حضرت امام (ره) در زمینه مجوزات تیمم، می‌فرمایند: «از آن جمله اینکه استعمال آب موجب خوف عطش بر حیوان محترمی (مثلاً گوسفند) باشد ...»

و همچنین در مسأله 11 می‌فرمایند: «... در عطش که موجب هلاکت است، فرقی نیست بین آنکه خوف هلاکت بر خودش باشد یا دیگری، آن دیگری انسان باشد یا حیوان‌، مملوک باشد یا غیر مملوک از آنچه که حفظ آن از هلاکت واجب است...» (اسلامی، بی تا، ج 1، ص 185).

اهمیت دادن به نفقه حیوانات در سیره بزرگان

امام ششم(ع) می‌فرماید: عیسی بن مریم از کنار دریا عبور می‌کردند. گرده نان خود را به آب انداخت. یارانش عرضه داشتند: یا روح الله چرا نان خود را به آب انداختی که قوت روزانه شما بود؟

عیسی بن مریم فرمودند: برای حیوانات دریا کردم و ثواب آن نزد خداوند بزرگ است. همچنین در «مناقب» امام احمد بن حنبل روایت شده که وی را گفتند مردی در ماوراء النهر می‌باشد که احادیث ثلاثیه (سه جمله‌ای) را داراست. احمد به جانب ماوراء النهر رفت و آن مرد را دیدار نمود. مردی کهنسال دید که سگی را غذا می‌داد. سلامش کرد؛ پیر جواب سلام بداد و باز به کار خود مشغول شد. امام احمد را گران آمد که چرا او به سگ توجه دارد اما به من التفات نمی‌کند. چون شیخ از غذا دادن سگ فارغ شد، به امام احمد اقبال نمود و گفت مثل اینکه ناراحت شدی که بر سگ توجه کردم و بر شما نه. احمد گفت: آری چنین است. شیخ گفت: ابوزناد از اعرج از ابی هریره مرا حدیث نمود که پیغمبر فرمود: هر که آرزوی آرزومندی را قطع کند، خداوند آرزوی او را در روز قیامت قطع کند و در بهشت جای ندهد. و در این زمین ما سگ یافت نشود و این سگ به امید من به این جا آمده است. من می‌ترسیدم امید این سگ را قطع کنم و خداوند آرزوی مرا در روز قیامت قطع کند. امام احمد حنبل گفت: این حدیث مرا کفایت است و برگشت (فریدونی, بی تا, ص283-382).حد مجاز تصرف انسان در حیات حیوانات

اینکه انسان از نظر اخلاقی و دینی تا چه حد مجاز به تصرف در حیات حیوانات و موجودات زنده است، مسأله مهمی است که در احادیث و روایات بدان توجه زیادی شده است. اهمیت این بحث در حال حاضر بیش از گذشته به چشم می‌خورد چرا که استفاده از حیوانات در تحقیقات علوم پزشکی جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است.

امروزه بدون انجام دادن آزمایش‌های مقدماتی بر روی حیوانات، کمتر می‌توان روشهای جدید را درباره انسان بکار بست. در واقع حیوانات عصای دست محققان علوم پزشکی و زیستی هستند. چنان که در مورد بیماریهایی که برای آنها مدل حیوانی وجود ندارد، تحقیقات با اشکال زیادی مواجه می‌شود. اما حد مجاز این تصرفات مسأله‌ مهمی است که از دیدگاه اخلاق در پژوهش باید به آن توجه کرد. با توجه به اصل «عبث نبودن جهان خلقت» و احادیث منقول از ائمه معصومان و سیره آنان به نظر می‌رسد تصرف انسان در حیات موجودات مطلق نیست و سلب حیات از آنان باید در حد ضروریات باشد (نائینی، 1378، ش 26، ص 47).

حق حیات حیوانات در حقوق اسلام

احادیث و روایاتی در نهی از کشتن بیهوده حیوانات نقل شده که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

من قتل عصفـوراً بغیر حق سـأله الله عنه یوم القیامه؛ «کسی که گنجشکی را به غیر حق بکشد، خداوند روز قیامت از او سؤال خواهد کرد» (همو).

عن النبی صلی الله علیه و آله انه نهی عن قتل کل ذی روح الا ان یوذی؛ «از رسول نقل شده که ایشان نهی می‌فرمودند از قتل هر موجودی که روح دارد مگر آنکه جوازی برای آن کار باشد» (نائینی، 1378، ش 26، ص 47).

/ 0 نظر / 102 بازدید