دایناسور 

چرا و چگونه دایناسورها از بین رفتند، ولی پستانداران موفق به ادامۀ حیات شدند؟

همواره یکی از مهم‏ترین پرسش‏های پژوهش‏گران و دانشمندان فعال در زمینه ‏ی زمین‏ شناسی و زیست‏ شناسی این بوده که چرا و چگونه دایناسورها ناگهان در ۶۵ میلیون سال پیش از بین رفتند، ولی پستانداران نه! در این زمینه، فرضیه‏ های بسیاری رواج داشته و دارد؛ از برخورد یک شهاب‏ سنگ عظیم‏ الجثه‏ ی آسمانی با کره‏ ی زمین گرفته تا وضعیت بسیار دشوار آب و هوایی به دنبال دوران یخبندانی طولانی در سراسر کره‏ ی زمین در آن زمان. بقیه در ادامه مطلب...

زکات علم در نشر آن است. امام علی(ع)

 


 

چرا و چگونه دایناسورها از بین رفتند، ولی پستانداران موفق به ادامۀ حیات شدند؟

نوشتۀ آرش ادیب زاده

همواره یکی از مهم‏ترین پرسش‏های پژوهش‏گران و دانشمندان فعال در زمینه ‏ی زمین‏ شناسی و زیست‏ شناسی این بوده که چرا و چگونه دایناسورها ناگهان در ۶۵ میلیون سال پیش از بین رفتند، ولی پستانداران نه! در این زمینه، فرضیه‏ های بسیاری رواج داشته و دارد؛ از برخورد یک شهاب‏ سنگ عظیم‏ الجثه‏ ی آسمانی با کره‏ ی زمین گرفته تا وضعیت بسیار دشوار آب و هوایی به دنبال دوران یخبندانی طولانی در سراسر کره‏ ی زمین در آن زمان.

حال نتایج تحقیقات مشترکی میان گروهی پژوهش‏گر سوییسی دانشکده ‏ی زوریخ و هم‏چنین پژوهش‏گران و محققین بریتانیایی "Zoological Society" لندن که دیروز (یعنی روز چهارشنبه هجدهم آوریل)، در نشریه‏ ی علمی "Biology Letters " به چاپ رسید، می‏تواند پاسخی نهایی باشد برای توضیح دلایل انقراض گونه‏ ی دایناسورها.

دایناسورهایی که در زمان سلطه ‏ی خود بر کره‏ ی زمین، یگانه حکمرانان کره‏ ی خاکی ما بودند، ولی ناگهان در ۶۵ میلیون سال پیش، نسل آن‏ها تقریباً به‏ طور کامل منقرض شد. در حالی‏که پستانداران که در کنار دایناسورها به روی کره‏ ی زمین حضور داشتند، به حیات خود ادامه دادند و بدین ترتیب، پس از دوران سلطه‏ ی دایناسورها، دوران سلطه‏ ی انسان به روی کره‏ ی زمین آغاز شد.

بدین ترتیب، بنا به فرضیه ‏ی نوین پژوهش‏گران سوییسی و بریتانیایی، تنها عاملی که سبب انقراض نسل دایناسورها شد، فرایند تولید مثل آن‏ها بوده. دایناسورها جزو تخم‏گذاران بودند و چون تخم گونه‏ های مختلف تخم‏گذاران نمی‏تواند از حدی بزرگ‏تر شود، تفاوت جُثه و خصوصاً وزن بسیاری میان نوزادان دایناسورها و مادران‏شان و نوزادان پستانداران با مادران‏شان وجود دارد.

 

 

 

AFP

 

 

پژوهش‏گران سوییسی و بریتانیایی متذکر شده ‏اند که اصولاً هرچه تخم بزرگ‏تر باشد، باید پوسته‏ ی آن نیز ضخیم‏تر شود. ولی با این وجود، ضخامت پوسته‏ ی تخم نباید طوری باشد که از عبور اکسیژن جلوگیری کند. چرا که باید به نطفه، از لابلای پوسته امکان تنفس بدهد.

به همین دلیل، بزرگ‏ترین دایناسورها نسبت به جُثه‏ ی خود، تخم‏ های کوچکی به‏ وجود می‏ آوردند و به‏ طور مثال، نوزاد دایناسوری به وزن چهار تن که از تخم خود خارج می‏شد، تنها یک و نیم تا دو کیلو وزن داشت. یعنی ۲۵۰۰ برابر کم‏تر از وزن مادر خود. ولی در مقایسه، نزد پستانداران، نوزاد یک فیل که چهار تن وزن داشته باشد، تنها ۲۲ برابر سبک‏تر از مادرش خواهد بود. یعنی نوزادی به وزن ۱۸۰ کیلوگرم.

بدین ترتیب، کوچک‏ترین نوزادان انواع دایناسورها در بدو تولد، حدود دو کیلوگرم وزن داشتند. دایناسورهایی که در سن بلوغ به حدود چهار تا ۱۰ تن وزن، رشد می‏کردند. ولی نوزادان بزرگ‏ترین انواع دایناسورها حداکثر در زمان خروج از تخم، ۱۰ کیلوگرم وزن داشتند. در حالی‏که همین نوزادان در سن بلوغ، وزن‏شان به حدود ۳۰ تا ۵۰ تن می‏رسید.

بدین ترتیب، یکی از مشکلات این بود که دایناسورهای نوزاد برای رسیدن به مرحله‏ ی بلوغ، باید مراحل بسیار طولانی‏ تر و دشوارتری را نسبت به نوزاد پستانداران می‏گذراندند.

در همین رابطه، مشکل بزرگ دیگری نیز در ارتباط با دایناسورهای نوزاد وجود داشت و آن هم نوع تغذیه‏ ی آن‏ها بود. در حالی‏که نوزاد پستانداران تا مدت زیادی فقط از شیر مادر تغذیه می‏کرد و در نتیجه وارد چرخه‏ ی غذایی زیست‏ محیطی نمی‏شد، نوزادان دایناسورها از همان ابتدا، درست مثل مادر خود تغذیه می‏کردند و در نتیجه، از همان بدو تولد وارد چرخه‏ ی غذایی زیست‏ محیطی می‏ شدند.

 

 

 

 

 

 

 

بدین ترتیب، دایناسورهای بزرگ برای غذا رساندن به نوزادان خود، نوزادان دیگر انواع دایناسورهای کوچک‏تر و در نتیجه، ضعیف‏تر را شکار می‏کردند و آن‏ها نیز به همین ترتیب، در زنجیره ‏ی غذایی به سوی نوزاد انواع کوچک‏تر و ضعیف‏تر می‏رفتند.

همان‏طور که اشاره کردیم، در حالی‏‏که نوزادان دایناسورها به دلیل خصایص تخم‏ گذاری و در نتیجه کوچک بودن‏شان، طعمه‏ ی بسیار خوبی برای انواع دیگر به ‏حساب می‏ آمدند، نزد پستانداران، گذشته از نوع تغذیه‏ ی آن‏ها، نوازاد بسیار بزرگ‏تر پا به جهان می‏گذاشت و در نتیجه بهتر می‏توانست از خود دفاع کند.

بدین ترتیب، دایناسورها نه تنها با انواع دیگر دایناسورها باید برای تنازع بقا به رقابت می‏پرداختند، بلکه به دلیل تفاوت جثه و وزن‏شان در نخستین ماه‏های زندگی، باید با دیگر پستانداران نیز مبارزه می‏کردند.

بدین ترتیب، به مرور زمان، بسیاری از انواع دایناسورهای متوسط و کوچک از بین رفتند و تنها دایناسورهای بزرگ و غول‏ پیکر باقی ماندند و برخی دایناسورهای کوچک که توانستند تحول یابند، با تغییر شیوه‏ ی زندگی و تغذیه‏ ی خود، در چرخه ‏ی زیست ‏محیطی باقی ماندند.

پژوهش‏گران سوییسی و بریتانیایی خاطرنشان ساخته ‏اند که این نوع دایناسورها که اکنون انوع بسیاری از آن‏ها در دنیای کنونی ما یافت می‏شوند، انواع پرندگان هستند که در آن زمان با تغییر محیط زیست خود موفق شدند از انقراض نجات یابند.

پژوهش‏گران در نتایج تحقیقات خود متذکر می‏شوند که فرایند تغذیه و تولیدمثل دایناسورها به روی کره‏ ی زمین، در کنار پستانداران به مدت ۱۵۰ میلیون سال، بدون مشکل ادامه داشت. ولی ناگهان در ۶۵ میلیون سال پیش، با نابودی ناگهانی انواع دایناسورهای عظیم ‏الجثه، نسل دایناسورها به دلیل نبود انواع کوچک و متوسط آن‏ها، منقرض شد.

پژوهش‏گران تاکید دارند که به هرحال نابودی دایناسورهای بزرگ می‏تواند بنا به فرضیه‏ ای که تا به حال در محافل علمی قابل قبول عنوان شده است، در اثر اصابت شهاب‏ سنگی بزرگ با کره‏ ی زمین پدید آمده باشد.

شهاب‏ سنگی که بنا به فرضیه‏ های مختلف، هنگام برخورد آن با کره‏ ی زمین، انفجاری یک میلیارد بار قوی‏تر از انفجار بمب اتمی در هیروشیما رخ داده است و این امر سبب شده که بسیاری از گونه‏ های حیات از بین رفته‏ اند و به دنبال دوران یخبندان شدید از یک سو و هم‏چنین فعالیت‏های آتش‏فشانی از سوی دیگر، تنها گونه‏ هایی که توانستند با این محیط خود را تطبیق دهند، باقی ماندند و تنها دایناسورهایی که اکنون وجود دارند، همان پرندگان هستند. یعنی دایناسورهایی که متحول شده‏ اند و خود را با محیط زیست وفق داده‏ اند.

حال با کشفیات نوین پیرامون تاریخ تحول جهان و کره‏ ی زمین، انسان نیز که پس از انقراض دایناسورها، دوران حاکمیت خود را به روی کره‏ ی زمین آغاز کرد، باید بداند که ابدی نیست و بدون شک، در آینده‏ای دور و یا نزدیک گونه‏ ی دیگری جای انسان را در کره‏ ی زمین خواهد گرفت.