محیط و شرایط خانوادگی می تواند عاملی تشویق کننده یا بازدارنده در مراحل رشد باشد. خانه ای که افراد و اعضای آن با هم کار و تفریح می کنند و با اتفاق نظر تصمیمات مهم می گیرند، نوجوانی با اعتماد به نفس پرورش می دهند. از طرفی نوجوانانی که در خانه های مملو از سو»ظن، عیب جویی و پرتنش بزرگ می شوند، در ایجاد روابط مناسب با گروه همسالان خود دچار مشکل خواهند شد. آنها در سایه راهنمایی های والدین خود از انجام اعمال ناشایست و بزهکاری پرهیز می کنند و این مساله را نه به خاطر اجبار یا عادت، بلکه با آگاهی پیدا کردن از آینده شوم این اعمال مورد توجه قرار می دهند. بقیه در ادامه مطلب...

زکات علم در نشر آن است. امام علی(ع)



خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تاثیرات محیطی که فرد دریافت می کند از محیط خانواده است و حتی تاثیرپذیری فرد از سایر محیط ها می تواند نشات گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین، سلامت روانی و جسمانی آنها، شیوه های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده، شغل و تحصیلات والدین به وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده، محل سکونت خانواده، حجم و جمعیت خانواده، روابط اجتماعی خانواده و بی نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند، شخصیت فرزند، سلامت روانی و جسمانی او، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می دهند.

محیط و شرایط خانوادگی می تواند عاملی تشویق کننده یا بازدارنده در مراحل رشد باشد. خانه ای که افراد و اعضای آن با هم کار و تفریح می کنند و با اتفاق نظر تصمیمات مهم می گیرند، نوجوانی با اعتماد به نفس پرورش می دهند. از طرفی نوجوانانی که در خانه های مملو از سو»ظن، عیب جویی و پرتنش بزرگ می شوند، در ایجاد روابط مناسب با گروه همسالان خود دچار مشکل خواهند شد. آنها در سایه راهنمایی های والدین خود از انجام اعمال ناشایست و بزهکاری پرهیز می کنند و این مساله را نه به خاطر اجبار یا عادت، بلکه با آگاهی پیدا کردن از آینده شوم این اعمال مورد توجه قرار می دهند.

نابسامانی خانواده در دختران و پسران خانواده اثر دارد، ولی تاثیر نامناسب آن بر دختران به مراتب بیشتر از پسران است. این مساله بدان خاطر است که دختران بیش از پسران به محبت و توجه نیاز دارند و مقاومت عاطفی شان در برابر امور کمتر است. زود می رنجند، دلسردند و خیلی زود تسلیم حوادث می شوند. خانواده مهمترین کانونی است که به تامین نیازهای اساسی عشق و محبت و امنیت و احترام اعضای خود می پردازد و فرصتی برای رشد جسمانی و روانی اعضای خود را فراهم می آورد. وجود فضای آزاد حاکم بر خانواده باعث می شود نوجوان احساس اعتماد به نفس کند. نوجوان می تواند با والدین خود ارتباط عاطفی برقرار کند و در رفع مشکلا ت خود از آنها راهنمایی بخواهد. وجود امنیت خاطر در این خانواده باعث می شود نوجوان بتواند از حداکثر استعدادهای خود استفاده کند. نوجوانانی که والدین را بهترین دوست خود می دانند، می توانند پاسخ بسیاری از مشکلا ت و نیازهای روانی را از آنها بگیرند. نوجوان درچنین شرایطی تمامی مشکلاتش را با والدین خود در میان می گذارد و آنان را مطمئن ترین افراد در مطرح کردن مشکلا ت می داند. عدم توافق و درگیری های لفظی و بحث و جدال های غیرمنطقی بین والدین، نوجوان را عصبانی و ناراحت می کند واز امنیت خاطر او نسبت به اعضای خانواده می کاهد. نوجوانان دوست دارند در خانواده ای مطمئن و پایا زندگی کنند، خانواده ای که هر چیز جای خودش معنی و مفهوم خاصی داشته باشد. نوجوان به ناهماهنگی تربیتی و اخلا قی والدین خود به خوبی آگاهی حاصل می کند و نسبت به آن حساسیت نشان می دهد. در صورتی که خانواده در این دوران به کارکردهای اساسی خود آشنایی نداشته باشد و همچنین با ویژگی های دوران نوجوانی آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربیتی خود را به نحواحسن ایفا نماید و چه بسا که اقدامات نادرست از سوی خانواده فضای نامناسب موجود در خانواده و غیره، بیشتر و بیشتر نوجوان را از محیط خانواده دور ساخته و در صورتی که خانواده در گذشته نیز کارکرد تربیتی خود را به شیوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگی فکری کاملی برخوردار نباشد با گرایش به زمینه های ناسازگارانه مثل عضویت در گروه های افراطی و سایر زمینه ها مشکلا ت فردی واجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد. سخت گیری زیاد والدین و خانواده در این دوران و همچنین سهل گیری وآزادگذاری آنها فرزند را موجودی سرکش، طغیانگر و متزلزل بار خواهد آورد. از این گذشته این دوران، دوران الگو گیری و همانندسازی است ولا زم است خانواده الگوهای مناسبی را برای نوجوان خود فراهم سازند. میزان حضور خانواده در اجتماع، نیز اهمیت به سزایی دارد. بسیاری از نوجوانان پریشان حال و آشفته به خانواده هایی تعلق دارند که از زندگی اجتماعی مجزا و بیگانه اند. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم، جامعه، افراد موفق و افراد فعال اجتماعی از داخل خانواده های سالم بیرون آمده اند و افراد ناسالم پرورش یافته خانواده های ناسالم هستند. انحراف خانواده، عدم سلا مت روانی خانواده، مشکلا ت اقتصادی و اجتماعی خانواده ازلحاظ تاثیری که روی اعضای خود دارد جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می شوند و ویژگی های سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می کنند. از این لحاظ سلا مت یک جامعه به سلا مت خانواده های آن وابسته است. خانواده مهمترین کانونی است که افراد جامعه از آن تغذیه می کنند. به این ترتیب فرد در کنار تاثیری که از اجتماع خود می پذیرد با توشه ای که از خانواده خود دریافت کرده است محیط پیرامون خود را تحت تاثیر قرار می دهد. چنین تاثیراتی علا وه بر مسائل پیرامونی جزئی بلکه بر مسائل کلا ن اقتصادی- اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب به نظر می رسد که اصلا ح یک جامعه، پیشرفت و ترقی آن از جنبه های مختلف تاثیر اصلا ح خانواده، توجه افراد به اهمیت خانواده و آموزش آنهاست. در نظام های سالم خانوادگی، نقش ها هم سالم هستند و فرزندان از رفتار پدر و مادر الگو می گیرند. پدر و مادر نقش آموزگاران را بازی می کنند، روی فرزندان خود وقت صرف می کنند، به آنها توجه می نمایند و آنها را جهت می دهند. حرکت آرام و آهسته است، تبادل افکار با یکدیگر دارند، روابط آنها با هم ملا یم است. مادر ممکن است در یک زمان بر اساس اقتضا در نقش بلا گردان ظاهر شود و سپس، این وظیفه به پدر و چندی بعد به فرزندان واگذار گردد. تقسیم کار براساس جنس در خانواده به نام شایستگی بیولوژیک در بیشتر زنان برای مراقبت از دیگران و مادری کردن است و این تقسیم کار به نفع هر دو جنس و خانواده است. اعضای این خانواده می توانند از قدرت های انسانی خود استفاده کنند. آنها از این قدرت ها برای مشارکت و تعاون و ارضای نیازهای فردی و جمعی خود استفاده می کنند. خانواده سالم خاک سالمی است که در آن افراد رشد سالم دارند و انسان ها بالغ می شوند.

پیشنهادها

 

- والدین، مربیان و بزرگسالان باید بکوشند تا آنجا که می توانند پدیده بلوغ و نوجوانی را به خوبی بشناسند و از پیشداوری و قضاوت بزرگسالانه بپرهیزند.

- بکوشید برای شخصیت نوجوان ارزش و احترام قائل شوید تا از این طریق اعتماد به نفس و اطمینان به خود نوجوان را در برابر تغییرات بدنی، روانی و شخصیتی بالا ببرید.

- اهمیت و نقش رسانه های گروهی، روزنامه ها و مجلات در رشد شخصیت اجتماعی غیرقابل انکار است. این رسانه ها با ارائه برنامه ها، انتشار مقالات و نوشته هایی در ارتباط با نیازهای اساسی نوجوانان و راه های صحیح برآورده کردن آنها، نقش موثری در تامین بهداشت روانی نوجوان دارند.

- خونسردی و سکوت دائمی والدین، کانون سرد و بی فروغ و خالی از محبت و مهر و نوازش آنان اثر شومی در نوجوان به جای می گذارد. افرادی که از نوازش مادری و محبت پدری محروم بوده اند از این محرومیت رنج فراوان می برند.

- تنها وظیفه والدین، تامین وضع مالی فرزندان نیست، بلکه وظیفه اصلی آنان این است که روزانه یا هفتگی مدتی از وقت خود را صرف گوش دادن به مشکلات نوجوانان خود کنند.

- به نوجوانان یاری کنیم تا از توانایی هایشان آگاه شوند و انتظاراتشان را از خویشتن بر مبنای توانایی هایشان تنظیم کنند.

- مساعدت به نوجوانان به منظور تنظیم برنامه ای متنوع در زندگی، از ضرورت های ارتباط با آنان در تامین بهداشت روانی است.

ایجاد فرصت های مطلوب برای همدلی با نوجوانان، گام موثر در تامین بهداشت روانی آنان است، زیرا هر گفت و گوی صمیمی و سازنده، دریچه ای برای خروج فشارهای روحی است. اطرافیان نوجوان، بیشترین تاثیر را در تامین بهداشت آنان دارند. والدین، کانون خانواده را محلی امن و پناهگاهی مستحکم برای فرزندان کنند، به یکدیگر احترام بگذارند و به خصوص در حضور آنها از اشتباهات یکدیگر چشم پوشی کنند. والدین باید به نوجوان تذکر دهند که وجود مشکلا ت در زندگی، مساله ای غیر قابل گریز است پس نباید از مشکلا ت گریخت، بلکه باید راه های مبارزه با مشکلا ت را به آنها بیاموزند. والدین باید روح مذهب و معنویت را در فرزندان خود تقویت کنند تا زمینه توجه به انحرافات در نوجوانان کاهش یابد.

روح من بیمار است، روح من چند روزی است که نشسته است کنار دیوار و لای درز آجرهای خانه مادربزرگ را خالی می کند، روح من این روزها مریض شده است و هیچ قرص و کپسولی نمی تواند دردش را دوا کند، روح من ...یک روح داریم و یک بدن، یک روان داریم و یک جسم هر دو یکی هستند، ولی گاهی دو تا می شوند. بی هم جایی نمی روند و با هم دردها را تحمل می کنند. اما در این میان اگر آن بدن یا آن جسم بیمار شود، بهتر و راحت تر می شود دردش را دوا کرد تا روان و روح! این دو چون با هیچ فشارسنج یا درجه یا گوشی نمی توانند لمس شوند، خیلی وقت ها بی دوا، درد باقی می مانند و ... اما درد شدن این ها بی دلیل نیست، از یک جایی و از یک نقطه ای همه چیز شروع شده است به هرحال بهانه ای وجود دارد که روح من این روزها بیمار است و جسم من را هم بیمار کرده است!
● سلامت روان چیست
سلامت روان چیزی جدا از تعریف کلی سلامت نیست چرا که روان با تمامیت انسان رابطه دارد و زمانی میسر می شود که فرد هیچ احساس ناخوشایند و نامطلوبی از زندگی نداشته باشد و دیگران از جمله پزشکان هم او را درحد طبیعی بدانند بنابراین احساس امنیت خاطر، شادمانی به موقع، اندوه به موقع، خواب و خوراک و انرژی به اندازه می تواند نشان دهنده سلامت روان باشد.
دکتر بانکی روان شناس ضمن بیان این مطلب به خراسان می گوید: بهداشت روان جدا از بهداشت جسمی و عمومی نیست زیرا بسیاری از شاخص هایی که نشان از سلامت روان دارند، جسمی هستند. به ندرت پیش می آید که فرد وضعیت جسمی غیرطبیعی داشته و سلامت جسم او مختل شده باشد اما از نظر روان هیچ مشکلی نداشته و کاملا در وضعیت مناسب و مطلوبی باشد. این مسئله در بیماران قلبی، مبتلایان به بیماری های مزمن ریوی و بسیاری مشکلات دیگر قابل مشاهده است.سازمان بهداشت جهانی در تعریف سلامت روان چنین می گوید: رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری، خلاقیت و خودشکوفایی.کسی که از بیماری روانی رنج می برد و برای مثال به اسکیزوفرنی مبتلاست، ابتدا یک بخش جسمی یعنی مغز او دچار اختلال می شود و تغییراتی در آن رخ می دهد که موجب نبود تعادل عملکرد شده و تظاهرات روانی آن به صورت بیماری اسکیزوفرنیا بروز کرده است.
● سلامت روان و خانواده
یک شخص سالم کسی است که از لحاظ روانی شاد، از لحاظ جسمی فعال، از لحاظ سیاسی آگاه و از لحاظ فرهنگی دانسته و رسیده باشد.خانواده به عنوان کوچک ترین واحد اجتماعی که شامل یک زوج و فرزندان است و در یک خانه کنار همدیگر زندگی می کنند، نخستین پایگاه اجتماعی و بهترین آموزشگاه برای رشد، آموزش و پرورش، شکل گیری شخصیت و تکوین هویت کودکان در آینده است. در تمامی کشورها خانواده را همان اصل اجتماعی شدن کودکان می دانند. کودکان در محیط خانواده می توانند بسیاری از اعمال، کردار، آداب و معاشرات خود را از طریق فامیل فراگیرند.بسیاری از اشخاص، در مورد دانش خانواده و مراحل تشکیل خانواده، نحوه پیشبرد، چگونگی اجرای کارها، مسئولیت پذیری، تعلیم و تربیت، کردن و نکردن کارها را در چارچوب نظام اسلامی نمی دانند در صورتی که سلامت عاطفی و روانی را که ریشه های عمیق آن در دین و مذهب جا دارد، باید جزو کارها و وظایف خویش قرار دهند. زیرا اسلام در این قسمت توجه زیادی کرده است. سلامت روانی که جزو زندگی اجتماعی و فردی هر کودک در محیط خانواده می باشد، باید همواره رعایت شود، زیرا سالم بودن و صحت مند بودن از هر لحاظ زمینه ساز رشد اندیشه و شخصیت آنان در آینده است. سالم بودن به معنی داشتن صحت خوب جسمی و داشتن صحت خوب روانی است. به عبارت دیگر احساس کامل خوب بودن و توانایی مقابله با مشکلات روزمره زندگی؛ بدون ناراحتی یا پریشانی زیاد، سلامتی را نشان می دهد. در کشورمان مردم تعداد زیادی را که مشکلات روانی، دارند می شناسند. بسیاری مردم خود می دانند که دچار تکلیف اند ولی طرز برخورد با این مشکلات را نمی دانند.
● سلامت روان و مادران
باتوجه به نقش موثر مادران در خانواده ها سلامت روان مادران تاثیر زیادی بر رشد و نمو و تکامل فرزندانشان دارد. خانم دکتر حسن آبادی متخصص زنان در گفت و گو با ما می گوید: با ارزیابی سلامت روانی و اجتماعی زنان باردار می توان وضع رشد و نمو و تکامل نوزادان را پیش بینی کرد و در صورت نیاز به اقدامات حمایتی و درمانی خاص، این گونه مداخلات را از روزهای نخست زندگی برای کودکان به کار گرفت.بررسی اخیر محققان در کانادا درباره ٧٩١ مادر باردار و فرزندان آنان نشان می دهد: اختلالات روان مادران باردار و مشکلات اجتماعی آنان تاثیر بسیار زیان باری بر سلامت و نحوه رشد و نمو فرزندان آنان دارد.
بررسی ها نقش سلامت روان پدران را نیز بر سلامت کودکان به خوبی نشان داده است و آن چه که مسلم است این که سلامت مادران نیز در گرو خلق محیطی امن و آرام توسط پدران است.
● سلامت روان و سلامت
دکتر بانکی در ادامه، مشکل بهداشت روانی را یکی از بزرگ ترین مشکلات پیش روی خانواده های امروزی می داند و می گوید: باوجود تمام پیشرفت ها و تسهیلات، مشکلات بهداشت روانی به عنوان مشکلی برای خانواده ها، سازمان ها و جوامع روبه افزایش است. هر روز به تعداد افرادی که معتقدند معنویت درمان رنجوری و درماندگی روحی آن هاست و بر متخصصان که برای درمان بیماری های روانی و حفظ سلامت روانی بر باورها و رفتارهای مذهبی متمرکز می شوند، اضافه می شود. انسان امروز با آگاهی و بینش به این عقیده رسیده است که بدون معنویت تنها می ماند و در گرداب فناوری به فنا می رسد. انسان امروز فهمیده که با دور شدن از باور و اعتقاد، پوچی و درماندگی در انتظارش خواهد بود.
ویلیام جیمز معتقد است باور به وجود ارزش های بالاتر و یک قدرت برتر برای بهداشت روانی انسان ضروری است.نتایج پژوهش های جدید در رابطه با استفاده از دعا در زندگی روزمره و تاثیر آن بر سلامت روان حاکی از آن است که بین فراوانی استفاده از دعا با سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد. یعنی افرادی که بیشتر به دعا می پردازند سلامت روانی بیشتری دارند. افسردگی و اضطراب شایع ترین اختلالات روان پزشکی است که با توجه به شیوع بالا و هزینه های بهداشتی توجه بسیاری از متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. باتوجه به یافته های بررسی حاضر مبنی بر وجود رابطه معنی دار میان اضطراب و افسردگی و فراوانی استفاده از دعا و همچنین بررسی های قبلی به نظر می رسد در سیاست گذاری های بهداشت روانی به ویژه در پیش گیری از اضطراب و افسردگی توجه به این ارتباط دوسویه مخلوق- خالق حیاتی باشد.

منبع:روزنامه خراسان