زلزله همچون رعد و طوفان از سنت‏های طبیعی است. درباره علت وقوع آن بین ژئوفیزیکدانان با حکمای پیشین اختلاف است. در هر صورت واقعیتی است. حکمای پیشین تراکم گازهای زیرزمینی را منشأ زلزله میدانستند. بعضی مولود لغزش‏های توده‏های سنگ، فعالیت‏های آتشفشانی، ریزش سقف غارهای زیرزمینی و اگر در سطح دریا بیاید، امواج خطرناکی تولید میشود که سرعت آنها از هشتصد کیلومتر تجاوز میکند.(1)
موضوع رانش زمین یکی از مباحث جنجالی است که در تمام عصرها و میان همه انسان‏ها مورد نظر دانشمندان و فیلسوفان قرار داشته و اندیشه‏های خاص و عام را به خود مشغول کرده است.
مسأله شرور و آفات طبیعی همچون زلزله و طوفان از مسایلی است که همیشه فیلسوفان الهی و دین‏باوران را به چالش کشانده است. آنها همیشه مواجه با این پرسش اند که چه حکمتی در این نوع حوادث نهفته است؟ آیا با عدل الهی سازگار است یا ظلم به بندگان به شمار میرود؟ آیا مولود اعمال انسان است یا حادثه طبیعی است؟ بعضی از مؤمنان و دانشمندان معتقدند: زلزله همچون سیل و طوفان یک امر صددرصد طبیعی است و از سنن و قضای حتمی خداوند است، ولی در کشورها و شهرهایی که در کمربند زلزله قرار دارند، خانه‏های مجهز و ضد زلزله بسازند تا از تلفات و خسارات مالی و جانی در امان بمانند. طبق این نظریه این گونه حوادث مانند تصادفات و گرفتاریها به بدی و خوبی اعمال انسان ارتباطی ندارد.

زکات علم در نشر ان است. امام علی (ع)


علت بروز بلاهای طبیعی چیست؟

زلزله همچون رعد و طوفان از سنت‏های طبیعی است. درباره علت وقوع آن بین ژئوفیزیکدانان با حکمای پیشین اختلاف است. در هر صورت واقعیتی است. حکمای پیشین تراکم گازهای زیرزمینی را منشأ زلزله میدانستند. بعضی مولود لغزش‏های توده‏های سنگ، فعالیت‏های آتشفشانی، ریزش سقف غارهای زیرزمینی و اگر در سطح دریا بیاید، امواج خطرناکی تولید میشود که سرعت آنها از هشتصد کیلومتر تجاوز میکند.(1)
موضوع رانش زمین یکی از مباحث جنجالی است که در تمام عصرها و میان همه انسان‏ها مورد نظر دانشمندان و فیلسوفان قرار داشته و اندیشه‏های خاص و عام را به خود مشغول کرده است.
مسأله شرور و آفات طبیعی همچون زلزله و طوفان از مسایلی است که همیشه فیلسوفان الهی و دین‏باوران را به چالش کشانده است. آنها همیشه مواجه با این پرسش اند که چه حکمتی در این نوع حوادث نهفته است؟ آیا با عدل الهی سازگار است یا ظلم به بندگان به شمار میرود؟ آیا مولود اعمال انسان است یا حادثه طبیعی است؟ بعضی از مؤمنان و دانشمندان معتقدند: زلزله همچون سیل و طوفان یک امر صددرصد طبیعی است و از سنن و قضای حتمی خداوند است، ولی در کشورها و شهرهایی که در کمربند زلزله قرار دارند، خانه‏های مجهز و ضد زلزله بسازند تا از تلفات و خسارات مالی و جانی در امان بمانند. طبق این نظریه این گونه حوادث مانند تصادفات و گرفتاریها به بدی و خوبی اعمال انسان ارتباطی ندارد.
برخی از اندیشمندان مذهبی بر این باورند که زلزله گذشته از سنت طبیعی، بلای آسمانی محسوب میشود که گاهی برای تنبیه فاسقان و امتحان آیندگان و بیداری غافلان ایجاد میشود، وگرنه هر موجود شرور و یا حادثه ویرانگر به خودی خود خیر است و مخلوق خداوند میباشد و مطابق قانون علت و معلول است، ولی در تصادم با دیگران ممکن است خیراتی داشته باشد و یا شروری، مثلاً زلزله از سنت‏های حکیمانه الهی است و در جای خود پسندیده و خوب میباشد، ولی در صورت تزاحم با موجودات دیگر ممکن است بد باشد، مثلاً برای کسانی که عزیزانشان را از دست داده یا یتیم شده‏اند، ناراحت کننده است، ولی برای زنده‏ها و ملت ایران این فاجعه منشأ بیداری و توبه از گناهان است. در پرتو کمک‏ها حس نوع دوستی تقویت میشود و یاریرسانیها ذخیره برای روز قیامت میشود. مضافاً بر این که ملت‏ها و حکومت‏ها اظهار همدردی کرده، دولت‏ها و ملت‏ها به هم نزدیک میشوند، و بسیاری از مستمندان منطقه در صورت سالم ماندن، سامان گرفته و زندگی شرافتمندانه‏ای پیدا میکنند و ده‏ها فواید دیگر اجتماعی و اقتصادی و روحی و معنوی که بر وجود این نوع حوادث غمبار مترتب است.
یکی از مهم‏ترین فوائد، درس گرفتن از این حادثه و رعایت اصول هندسی در ساخت و سازها و پیشگیریهای لازم برای جلوگیری از تلفات و خسارات جبران‏ناپذیر آتی است.
از سوی دیگر زلزله یک نوع عذاب الهی برای فاسقان، عیاشان، عناصر گمراه کننده و معتادان بی خاصیت است که گاهی جز مرگ هیچ عاملی چاره آنان نمیباشد، و این موضوع با طبیعی بودن و در کمربند زلزله قرار گرفتن یک شهر منافاتی ندارد، چرا که حکمت الهی تعلق گرفته که هر چیزی براساس علل و زمینه‏ها ضرورت پیدا کند.
حتی معجزه از دایره قانون علیت خارج نیست، پس همه چیز به دست قدرت الهی است. در حدیثی امام صادق‏علیه‏السلام بعضی از گرفتاریهای انسان‏ها را واکنش اعمال آنها میداند.
این گونه حوادث میتواند در نگاه دیگر یک نوع رحمت در لباس غضب باشد، چنان که یک نوع عذاب برای امتحان بازماندگان و سایر مردمان نیز باشد. امتحان الهی شکل خاصی ندارد. گاهی در قالب فقر است و گاهی در پوشش غنا. گاهی به کثرت مال و اولاد است، گاهی به کاستن از آنها. قرآن میفرماید: "نبلوکم بالشر و الخیر فتنةً؛ به خوبی و بدی شما را میآزماییم".(2) گاهی به نیکیها و بدیها آزمایش میکند: "بلوناهم بالحسنات و السیئآت لعلهم یرجعون؛ ما آنان را با خوبیها و بدیها میآزماییم، شاید بازگردند". در آیه دیگر به انواع امتحانات اشاره میکند: "و لنبلونکم بشئی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین؛ قطعاً به خوف و گرسنگی و کاستی در اموال و نفوس و ثمرات میآزماییم و بشارت ده صابران را".(3)
غفلت زدایی و مکافات:
در این که پاره‏ای از این شرور تکان دهنده برای غفلت زدایی و تأدیب است، تردیدی نداریم، چنان که بعضی از عذاب‏ها کیفر کردار و ثمره اعمال مردم میباشد.
در دعای ابوحمزه میخوانیم: "الهی لا تؤدبنی بعقوبتک؛ خدایا، مرا با کیفر دنیوی ادب نفرما!" حضرت یوسف به کسی که از زندان آزاد میشد گفت: "اذکرنی عند ربک؛ پیش اربابت یادی از ما بکن" "فأنساه الشیطان ذکر ربه فلبث فی السجن بضع سنین؛ ولی او فراموش کرد و در نتیجه هفت سال یوسف در زندان ماندگار شد". این مجازات از آن رو بود که حضرت یوسف(ع) از غیر خدا یاری و کمک طلبید، که برای پیامبران پسندیده نیست.
حضرت علی فرمود: "البلاء للظّالم ادب و للمؤمن امتحان و للانبیاء درجة؛ بلا برای ستمگر تأدیب و برای مؤمن امتحان و برای پیامبران درجه و مقام است". "انما هی اعمالکم ردّت الیکم؛ این مصائب و گرفتاریها اعمال شما است که به شما برمیگردد".
در قرآن نیز آیاتی در این باره است که میآوریم:
1 - "و ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم؛ هر مصیبتی به شما میرسد، به خاطر اعمالی است که‏ انجام داده‏اید". (4)
2 - "ما أصابک من حسنة فمن الله و ما أصابک من سیئة فمن نفسک؛ آنچه از نیکی به تو میرسد، از طرف خداوند است و آن چه از بدیها میرسد، از طرف خودت میباشد".(5)
3 - "و کم من قریة أهلکناهم فجائها بأسنا بیاتاً و هم قائلون فما کان دعوایهم اذ جائهم بأسنا الا ان قالوا انا کنا ظالمین؛ چه بسیار از بلادی را که هلاک ساختیم و عذاب شبانه بر آنها نازل شد و خود اعتراف به ظلم کرده‏ بودند".(6)
عذاب بر امت‏های گذشته بر اثر نفرین پیامبران نازل میشد، و جنایتکاران را نابود میساخت.
سرنوشت امت بخشوده شده:
بعضی میگویند: این گونه عذاب‏ها مخصوص امم پیشین بوده و از امت اسلامی برداشته شده است. دلیلی که میشود بر اثبات این مدعا آورد آیه 33 سوره انفال است:
"و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون؛ تا تو (ای محمد) میان امت باشی خدا عذاب نمیکند و هم چنین اگر اهل استغفار باشند".
از ابن عباس نقل شده: دو امان در بین امت اسلامی بود: یکی وجود پیغمبر و دیگری استغفار بود اما پیامبر رحلت کرد ولی استغفار تا قیامت باقی است. تا وقتی که امت اسلامی اهل استغفار باشند گرفتار عذاب نخواهند شد". البته عذاب هایی مانند صاعقه آسمانی و بارش سنگ وگرنه به موجب حدیث قدسی: "امتک هذه مرحومة عذابها فی الدنیا الزلزلة و الفقر؛ زلزله و فقر از امت اسلامی برداشته نشده است".(7)
حتی در عصر رسول خدا قرآن کریم سرکشان امت را به عذاب قوم عاد و ثمود تهدید کرده است: "فأن اعرضوا فقل انذرتکم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود". گرچه غالباً انذار و اخطار با وقوع عذاب همراه نمیباشد. به هر حال در صورت فقدان پیامبر و دست برداشتن مردم از استغفار، امنیتی از عذاب وجود ندارد. (8)
در توحید مفضل در خصوص یکی از حکمت‏های لرزش زمین امام صادق‏علیه‏السلام میفرماید: "مفضل! عبرت بگیر از سرنوشت مردمی که به وسیله زلزله‏ها با کمی زمان آن (چند ثانیه) چگونه جمعی هلاک شدند و گروهی منازل خود را ترک کرده و فرار میکنند".
اگر کسی بگوید: چرا زمین میلرزد، میگوییم زلزله و نظائر آن موعظه و انذاری است برای مردم تا بترسند و تقوا را مراعات کرده و از معاصی جدا شوند.
سایر بلاهایی که بر ابدان و اموال نازل میشود، به خاطر مصالحی است. اگر مردم شایسته و صالح باشند، در عوض آن، ثواب هایی برای آخرت ذخیره میشود که هیچ چیز در دنیا با آن برابری نمیکند. گاهی این نوع بلاها سرعت میگیرد (در جوانی میرسد) که به خاطر مصلحت فردی و اجتماعی است.(9)
یکی از نکاتی که از این فرمایش امام به دست میآید، آن است که زندگی منحصر در این عالم نیست که اگر کسی زندگی این عالم را از دست داده و مرگ به سراغش آمد، ضرر و زیان کرده یا از رحمت خداوند دور بوده، بلکه زندگی برتر و جاودانه در عالم دیگر است.
آیا زلزله قضا و قدر است؟
بدون شک زلزله و تمام حوادث طبیعی و اجتماعی جزو قضا و قدر الهی محسوب میگردد چنان که هلاکت و نابودی عاصیان و فاسقان از قضا و قدر الهی به حساب میآید.
قضا و قدر بر دو گونه است: گاهی حتمی است و گاهی غیر حتمی و مشروط.
قرآن میفرماید: "و اذا أراد الله بقوم سوء فلا مردّ له؛ اگر قضا و قدر الهی بر ضد قومی تعلق گرفته باشد، هیچ عاملی نمیتواند آن را برگرداند".(10)
در بسیاری از آیات، فسق و فجور و ظلم و تجاوز مقدمه هلاکت است، ولی دعا و استغفار و صدقه باعث نجات از قضا و بلای الهی است. گاهی صبر و تسلیم بر قضا و قدر مطلوب میباشد و باعث اوج کمال انسان‏ها است. به قول سعدی:
کوتـاه دیدگـان همـه راحـت طلـب کننـد عـارف، بلا، که راحـت او در بـلای اوســت
بگـذار هر چه داری و بگذر که هیچ نیسـت‏ این پنج روز عمر که مرگ از قضـای اوســت
از دست دوست هـر چـه ستـانی شکر بود سعدی رضای خود مطلب، چون رضای اوست
گاهی به کار گرفتن عقل و تدبیر باعث نجات از قضا و قدر است.
حضرت علیعلیه‏السلام پای دیواری نشسته بود، متوجه شد که دیوار شکسته و ممکن است فرو ریزد. حرکت کرد و از آن مکان دور شد. مردی پرسید: آیا از قضای الهی فرار میکنی؟ یعنی اگر بنا باشد بمیری و اجل فرا رسیده باشد، چه فرار کنی و چه بمانی، خواهی مرد و اگر مقدر باشی بمانی، در زیر آوار هم جان سالم به در میبری. حضرت فرمود: "أفرّ من قضاء الله الی قدره؛ من از قضای الهی به قدر او پناه میبرم" معنای این جمله آن است که هر حادثه‏ای در جهان پیش میآید، مورد قضا و تقدیر الهی است. اگر آدمی خود را در معرض خطر قرار دهد و آسیب به او برسد، قضا و قانون خداست و اگر از خطر بگریزد و نجات پیدا کند، آن هم قانون و تقدیر الهی است.
پس اگر انسان از زیر دیوار شکسته برخیزد و کنار برود، کاری برخلاف قضا و قدر انجام نداده است. در چنین شرایطی قانون خدا این است که از مرگ مصون بماند اما اگر احتیاط نکند و زیر دیوار بنشیند و با سقوط دیوار نابود گردد، این هم قانون خدا است. قرآن کریم این حقیقت را به شکل جالبی بیان میکند:
1 - "و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب؛ تقوا باعث خروج از بن‏بست‏ها و جلب رزق از جایی که انسان فکری نمیکند است".
تقوا و توکل قانونی است حاکم بر قوانین طبیعی و اجتماعی.
آیا زلزله با عدل و رحمت الهی سازگار است یا ظهور خشم خدا است؟
عذاب‏های الهی مطابق با عدل و حکمت است، به دلیل این که اگر عدل را به معنای نظم و اعتدال بگیریم، زلزله عین نظم است و علم نیز این گونه امور را پذیرفته است، به گونه‏ای که اگر علم پیش بینی کند و زلزله نیاید، جای سؤال است که چرا زلزله انجام نشد؟ اگر عدل به مفهوم قرار گرفتن هر چیزی در جایگاه خود باشد، باز زمین لرزه عین عدالت است برای این که در سلسله علت و معلول در جایگاه خود قرار دارد، در صورتی که عدل را به مفهوم اعطای حق به هر صاحب حقی معنا کنیم، باز با عدل تضادی ندارد، به علت این که مردن با زلزله سلب حق نیست، بلکه پایان تفضل وجودی انسان مؤمن و آغاز فیض اُخروی میباشد و کیفر دنیوی فاسقان و جلوگیری از طغیانگران است. عمل غیر عادلانه آن است که مؤمنان خالصانه اطاعت کرده و درصدد تمرد نبوده و از معاصی توبه کرده‏اند اما خداوند آنان را به دوزخ افکند، وگرنه بعضی از مؤمنان هم با تصادف و یا بیماری از بین میروند، چرا که وضع دنیا چنین ایجاب میکند. افزون بر این که به یُمن مرگ ناگهانی و یا بیماریهای ممتد، بسیاری از گناهانشان از بین رفته و ثواب عظیمی برای خود ذخیره مینمایند.
چرا این نوع بلاها بر سر ملت‏های طاغی نمیآید؟
ج: بلاهای آسمانی انواع و اشکال گوناگونی دارد. بعضی به بیماریهای جدیدی مانند سارس و ایدز گرفتار میشوند. میگویند سالی هشتصد هزار نفر میمیرند. برخی به وسیله دشمن قویتر نابود میشوند مانند صدام و حکومت طالبان.
پی نوشت ها:
1. ر. ک: لغت نامه دهخدا.
2. انبیاء (21) آیه 35.
3. بقره (2) آیه 15.
4. شوری (3) آیه 30.
5. نساء (4) آیه 79.
6. اعراف (7) آیه 4.
7. بحار، ح 16، ص 351.
8. فصلت (41) آیه 13.
9. بحار، ج 3، ص 121.
10. رعد (13) آیه 11.