محیط زیست سالم نعمت خدادای است.

آب نه تنها مایه آفرینش همه موجودات مادّى است، بلکه عامل اساسى براى استمرار حیات آنها نیز هست؛ به طورى که امام صادق علیه السلام فرمود: «زمین را قوامى نیست، مگر به آب.» یعنى، قوام و بقاى موجودات، مرهون آب است؛ زیرا این اکسیر حیات، مهم ترین عنصر تشکیل دهنده هر موجود زنده است و در همه فعل و انفعالات درون آن نقش بسزایى دارد. براى نمونه، بدن انسان به اسفنجى مى ماند که آب، آن را فراگرفته است که میزان این آب در یک انسان بالغ، 58 تا 68 درصد بدن او است که اگر به میزان 10 درصد از آن کاسته شود، پیامدهاى ناگوارى براى او به بار خواهد آورد و اگر به 20 درصد برسد، ممکن است موجب مرگ وى شود.»بقیه درادامه مطلب...

زکات علم درنشرآن است.امام علی(ع)

m


محیط زیست سالم، نعمت بزرگ خداوندى

مقدمه

به طور قطع یکى از امورى که زمینه ساز سعادت و کمال انسان در دنیا و آخرت مى باشد، داشتن محیطى سالم و أمن است که انسان بتواند در آن به تربیت جسم و جان خویش بپردازد. اصولاً یکى از وظایف مهم بشر که حفظ جان است، جز با زیستن در محیط سالم امکان پذیر نیست. شرط اوّلیه داشتن روحى سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانى حاصل مى شود که انسان از محیط زیست طبیعى و سالم بهره مند باشد.

m

افسردگى و افزایش بیماریهاى روحى و روانى انسان امروز، بدون ارتباط با محیط زیست نیست. هیچ کس نمى تواند منکر شود که تخریب محیط زیست تأثیر منفى بر شیوه رفتار آدمیان دارد، و اثرات ویرانگرى بر اخلاق فردى و جمعى جامعه بشرى بر جاى مى گذارد.

در این نوشتار برآنیم تا سه عنصر از عناصر موجود در محیط زیست؛ یعنى آب، هوا و گیاهان و درختان را از نگاه آیات و روایات مورد بررسى قرار دهیم و ارزش و اهمیت آنها را در زندگى خویش بازشناسیم.

m

آب

آب در قرآن کریم با واژه «ماء» 63 بار به کار رفته و توجّه ویژه اى به آن شده است. همچنین در منابع روایى از پیشوایان معصوم علیهم السلام درباره این نعمت بزرگ خدادادى، روایات ارزنده اى نقل شده است که حجم زیاد آیات و روایات، بیانگر اهمیت آن در گستره حیات است.

قرآن کریم در آیات زیادى ریشه زندگى را هم در منشأ و پیدایش و هم در صحنه هستى و تداوم حیات از آب مى داند. همچنین آغاز آفرینش انسان را از آب دانسته است. «وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ مِنَ الْمَآءِ بَشَرًا »؛ «و او است که از آب بشرى آفرید.» و در آیه اى دیگر نه تنها انسان، که مبدأ آفرینش هر جنبنده اى را آب معرفى کرده است: «وَاللّهُ کُلَّ خَلَقَ دابَّةٍ مِنْ ماءٍ»؛ «و خدا است که هر جنبده اى را [نخست ] از آب آفرید.»

و در آیه اى دیگر، به صورت کلى تر، مبدأ آفرینش هر موجود زنده اى را آب مى داند: «وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَى ءٍ حَىٍّ»؛ «و هر چیز زنده اى را از آب پدید آوردیم.»

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «کُلَّ شَىْ ءٍ خَلَقَ مِنَ الْماءِ؛ [خداوند] همه چیز را از آب خلق کرد.»

در حدیث نبوى، طعم آب، طعم زندگى قلمداد گشته است. پیامبر گرامى اسلام در این باره مى فرمایند: «اَلْماءُ سَیِّدُ الشَّرابِ فىِ الدُّنیا وَالاْآخِرَةِ وَطَعْمُهُ طَعْمُ الْحَیاةِ؛ آب سرور همه نوشیدنیها در دنیا و آخرت است و طعم آب، طعم زندگى است.»

a

یافته هاى امروز نیز منشأ حیات بودن آب را اثبات مى کند. براساس این یافته ها «اصل حیات، ریشه در آب دارد و نخستین موجود یا موجودات زنده به صورت حیوان بسیط تک سلولى از آب دریا پدید آمده اند.»

علامه طباطبایى این ادعا را «معجزه جاوید قرآن» مى داند و مى فرماید: «مسئله ارتباط حیات با آب که امروزه در دیگر بررسیهاى علمى جدید روشن شده، معجزه ماندنى قرآن کریم است.»

آب نه تنها مایه آفرینش همه موجودات مادّى است، بلکه عامل اساسى براى استمرار حیات آنها نیز هست؛ به طورى که امام صادق علیه السلام فرمود: «زمین را قوامى نیست، مگر به آب.» یعنى، قوام و بقاى موجودات، مرهون آب است؛ زیرا این اکسیر حیات، مهم ترین عنصر تشکیل دهنده هر موجود زنده است و در همه فعل و انفعالات درون آن نقش بسزایى دارد. براى نمونه، بدن انسان به اسفنجى مى ماند که آب، آن را فراگرفته است که میزان این آب در یک انسان بالغ، 58 تا 68 درصد بدن او است که اگر به میزان 10 درصد از آن کاسته شود، پیامدهاى ناگوارى براى او به بار خواهد آورد و اگر به 20 درصد برسد، ممکن است موجب مرگ وى شود.»

از دیگر فواید ارزشمند آب، پاکى و پاک کنندگى است. بر این اساس، در آموزه هاى اسلامى علاوه بر ذکر نقش حیاتى آب بر موجودات زنده، از آن به عنوان «طَهُور» یاد شده است: قرآن کریم مى فرماید: «وَیُنَزِّلُ عَلَیْکُم مِّنَ السَّمَآءِ مَآءً لِّیُطَهِّرَکُم بِهِ »؛ «و از آسمان بارانى بر شما فرو مى فرستد تا شما را با آن پاک گرداند.»

و در آیه اى دیگر مى فرماید: «وَاَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُورا»؛ «ما آب پاک و پاک کننده را از آسمان فرو فرستادیم.»

به هر حال، آب مظهر پاکیزگى و پاک کننده زشتیها و آلودگیها و نویدبخش سلامت و بهزیستى انسان و محیط زیست او مى باشد.

در روایات نیز از آن به «طَهُور» تعبیر شده است: «فَالْماءُ طَهُورٌ لِکُلِّ شَىْ ءٍ.»

نگاه مسلمانان به آب، نگاهى سرشار از قداست، پاکیزگى و عظمت است. آب وسیله اى است که زمینه ارتباط آنان با معبودشان را فراهم مى سازد. در شریعت اسلامى هیچ کس نمى تواند در آستان قدس الهى به نماز ایستد، مگر اینکه خود را با آب شستشو دهد و این شستشو با آب داراى خصوصیات و ویژگیهایى است که اگر درست انجام شود، نام وضو و غسل به خود مى گیرد.

هیچ مسلمانى نمى تواند به طواف خانه خدا بپردازد، جز آنکه زمینه آن را با آب فراهم آورده باشد و نیز تماس با خطوط قرآن کریم جایز نیست، مگر اینکه قبلاً با زلال آب تماس گرفته باشد؛ بنابراین، آب نه تنها جسم ظاهرى را شستشو مى دهد، بلکه پاک کننده روح نیز هست. چه بسیار از آلودگیهاى روحى که با انجام غسل و وضو و پاکیزگى لباس از انسان دور مى شود.

امام صادق علیه السلام در باره شستشوى لباس و نقش آن در زدودن اندوه و شرط راه یافتن به حریم مقدسات دینى مانند نماز مى فرماید: «غَسْلُ الثِّیابِ یُذْهِبُ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ وَهُوَ طَهُورٌ لِلصَّلاةِ؛ شستشوى لباسها، غم و اندوه را برطرف مى سازد و موجب دستیابى به طهارت براى نماز است.»

بدین سان آب با وصف پاک کنندگى، چهره اى مقدس به خود مى گیرد که رفتن به حضور خالق یکتا بدون آن میسّر نمى شود.

تماشاى آب، شکر و سپاس الهى را مى طلبد. در روایات نگاه به آب جارى توصیه شده و آن را سبب جلاى چشم و افزودن روشنایى آن دانسته اند؛ امام کاظم علیه السلام فرمود: «ثَلاثُ یَجْلِینَ الْبَصَرَ النَّظَرُ اِلَى الْخُضْرَةِ وَالنَّظَرُ اِلَى الْماءِ الْجارِى وَالنَّظَرُ اِلَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ؛ سه چیز چشم را جلا و روشنایى مى دهد: نگاه به سبزه [و چمن]، نگاه به آب جارى و نگاه به چهره نیکو [و زیبا].»

افزون بر آنچه گذشت، امروزه آب نقشى اساسى در بخشهاى گوناگون اقتصاد، کشاورزى و تجارت و حمل و نقل ایفا مى کند.

a

هوا

کره زمین به وسیله قشرى از هوا که جوّ نامیده مى شود، احاطه گردیده است. وجود این قشر از هوا براى انسان، حیوان و گیاه شرط لازم زندگى است. هوا، مخلوطى است بى رنگ و بى بو که از عناصر مختلفى همچون 21 درصد اکسیژن، 78 درصد ازت، 1 درصد سایر گازها و موادّى مثل دى اکسید کربن، آب و گازهاى کمیابى همچون: کریبتون، نئون، گزفون، آرگون و غیره تشکیل شده است؛ بنابراین، مقصود از هوا، جوّ زمین یا قشر ضخیمى از ترکیبات انواع گازها است که کره زمین را احاطه کرده است. اگر به نقش حیاتى این قشر ضخیم هوا که زمین را از هر سو احاطه کرده است، بیندیشیم، نقش آن را در فراهم سازى فضایى سالم براى زندگى و تنفس انسانها و سایر موجودات کره زمین به راحتى در خواهیم یافت.

h

این قشر ضخیم که همچون سقفى بلورین اطراف ما را احاطه کرده، در عین اینکه مانع تابش نور خورشید نیست، به قدرى محکم و مقاوم است که از یک سدّ پولادین ضخیم نیز محکم تر است. مفهوم برخى از آیات قرآن کریم نیز مؤیّد همین مطلب است، مانند: «وَجَعَلْنَا السَّماء سَقْفا مَحْفُوظا»؛ «آسمان را سقف محفوظى قرار دادیم.» مراد از واژه «سماء» در این آیه شریفه همان جوّ زمین است؛ یعنى قشر هواى متراکمى که دور تا دور کره زمین را فرا گرفته است و ضخامت آن صدها کیلومتر مى باشد.

جوّ زمین آن قدر ضخامت و غلظت دارد که همچون زرهى، زمین را از شرّ مجموعه مرگبار بیست میلیون سنگ آسمانى که در روز با سرعتى حدود 50 کیلومتر در ثانیه به آن برخورد مى کنند، محفوظ مى دارد. اگر هواى محیط زمین اندکى از آنچه هست رقیق تر شود، اجرام آسمانى که هر روز به مقدار چند میلیون عدد به آن اصابت مى کند و در همان فضاى خارج منفجر و نابود مى شود، به سطح زمین مى رسند و هر گوشه آن را مورد اصابت قرار مى دهند.

هوا یا اکسیژن، لازمه حیات است و نیاز به آن بیش از آب و غذا مى باشد. در اهمیت هوا همین بس که آدمى مى تواند بدون غذا چند روز یا حتّى چند ماه زنده بماند، ولى بدون هوا چند دقیقه بیش تر نمى تواند زنده بماند. این عامل حیاتى اطراف زمین را فرا گرفته است و ما اکسیژن مورد نیاز خود را به وسیله تنفس از هوا مى گیریم.

در بیانات حضرات معصومان علیهم السلام از تأثیر شگرف هوا بر جسم و جان سخن به میان آمده و آثار مخصوص هواى هر فصل بیان شده است. در منابع روایى اسلام به منافع فراوان گرما و سرما در طول سال اشاره شده و نیز در قرآن و روایات «بادها» با اهمیت تلقى شده اند. پیدا است که باد چیزى جز هوا نیست و اگر هوا حالت وزش به خود گیرد، باد نامیده مى شود.

امام على علیه السلام درباره اثر هواى هر فصل بر انسان فرموده است: «تَوَقُّوا الْبَرْدَ فِى اَوَّلِهِ وَتَلَقَّوْهُ فِى آخِرِهِ فَاِنَّهُ یَفْعَلُ فِى الاَْبْدانِ کَفِعْلِهِ فِى الاَْشْجارِ اَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَآخِرُهُ یُورِقُ؛ از سرما در آغاز آن (فصل خزان) پرهیز کنید و در پایان آن (فصل بهار) به استقبال آن بشتابید (در پاییز خود را بپوشانید و در آغاز بهار از لباسهاى خود کم کنید)؛ زیرا تأثیر سرما بر بدنها و درختان یکسان است. اوّل سرما [درختان را] مى سوزاند [و باعث ریزش برگها و خشکاندن درختان مى شود] و پایان آن مى رویاند [و درختان را به برگ و بار مى آورد].»

گر چه به ظاهر سرماى ابتداى پاییز و سرماى ابتداى بهار از جهت درجه برودت یکسان مى نماید و هر دو فصل را فصل اعتدال هوا به شمار مى آورند، ولى تأثیر این دو کاملاً متضاد بوده و اثرى مخالف یکدیگر دارند.

ابن میثم بحرانى در شرح این مطلب مى نویسد: «پرهیز از اوّل سرما که ابتداى پاییز است به این دلیل است که تابستان و پاییز هر دو از جهت خشکى [یبوست] مشترک هستند و بدنها با حرارت تابستان خو گرفته اند؛ از اینرو، هنگامى که با سرما مواجه شوند، به سرعت از آن متأثر شده و دو نیروى برودت و یبوست که طبیعت ضعف و فنا است، در بدن قوى مى شود و به همین دلیل درختان خشک شده و برگهاى آنها مى سوزد و بدنها ضعیف و لاغر مى شود؛... اما سرما در آخر زمستان و طلیعه بهار اثرى به عکس دارد؛ زیرا زمستان و بهار در طبیعت رطوبت اشتراک دارند؛ ولى زمستان سرد است و بهار گرم و از اینرو، سرماى آخر زمستان با حرارت بهارى ممزوج شده و از شدّت سرما کاسته مى شود و این اعتدال حرارت همراه با رطوبت، زمینه مناسبى براى ایجاد طبیعت حیات و زندگى است و سبب رشد گیاهان و به برگ و بار آمدن درختان و تقویت بدن انسانها مى شود.»

h

امام صادق علیه السلام در گفتگو با «مفضّل بن عمر» به سودمندى سرما و گرما در طول سال اشاره فرموده و آن را سبب عبرت بشر و دلیل محکمى بر تدبیر حکیمانه الهى دانسته اند: «اعْتَبِرْ بِهذِهِ الْحَرِّ وَالْبَرْدِ کَیْفَ یَتَعاوَرانِ الْعالَمَ وَیَتَصَرَّفانِ هذا التَّصَرُّفَ مِنَ الزِّیادَةِ وَالنُّقْصانِ وَالاِْعْتِدالِ لاِِقامَةِ هذِهِ الاَْزْمِنَةِ الاَْرْبَعَةِ مِنَ السَّنَةِ وَما فِیهِما مِنَ الْمَصالِحِ ثُمَّ هُما بَعْدَ دِباغِ الاَْبْدانِ الَّتِى عَلَیْها بَقاؤُها وَفِیها صَلاحُها فَاِنَّهُ لَوْلا الْحَرُّ وَالْبَرْدُ وَتَداوُلُهُما الاَْبْدانِ لَفَسَدَتْ وَاَخْوَتْ وَانْتَکَثَتْ فَکِّرْ فِى دُخُولِ اَحَدِهِما عَلَى الاْآخَرِ بِهذا التَّدْرِیجِ وَالتَّرَسُّلِ فَاِنَّکَ تَرَى اَحَدَهُما یَنْقُصُ شَیْئا بَعْدَ شَىْ ءٍ وَالاْآخَرُ یَزِیدُ مِثْلَ ذلِکَ حَتّى یَنْتَهِىَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُما مُنْتَهاهُ فِى الزِّیادَةِ وَالنُّقْصانِ وَلَوْ کانَ اِحْدَاهُما عَلَى الاُْخْرى مُفاجاةً لاََضَرَّ ذلِکَ بِالاَْبْدانِ وَاَسْقَمَها؛ [اى مفضّل!] به گرما و سرما با دیده عبرت بنگر که پیاپى بر این عالم وارد مى شوند. این دو دما، با فزونى و کاستى و تعادل باعث شده اند که فصول چهارگانه و تنوع هوا در سال پدید آید و مصالح فراوان را در پى داشته باشند. این دو (گرما و سرما) بدنها را دباغى کرده و باعث پایدارى و استحکام آنها مى گردند. اگر سرما و گرما و تداول و تناوب آنها نسبت به بدنها نبود، هر آینه بدنها فاسد مى شدند و از بین مى رفتند. تأمّل کن که چگونه یکى از آن دو به تدریج وارد دیگرى مى شود . تو مى بینى که یکى از آن دو اندک اندک کم مى شود و دیگرى آرام آرام افزوده مى شود تا هر یک به منتهى درجه خود در فزونى و کاستى برسند؛ اگر یکى از آن دو، ناگهان وارد دیگرى مى شد، باعث زیان و بیمارى بدنها مى گردید.»

در قرآن و روایات اسلامى از تأثیر مهم بادها در زندگى انسان و نقش عظیم آن در عدم تعفّن اشیاى روى زمین سخن به میان آمده است. خداوند متعال در سوره مبارکه ذاریات، سوره را با سوگند به بادها آغاز مى کند: «وَالذارِیات ذَروا»؛ که همه مفسّران قرآن، مراد از آن را بادها دانسته اند و دلیل آن را بیان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و حدیث امام على علیه السلام در پاسخ سؤال «ابن کوا» بیان مى دارند.

شیخ طوسى رحمه الله پس از بیان اینکه شاید مراد قسم به پروردگار بادها باشد، مى گوید: «اگر قسم به خود بادها باشد، دلیل آن عظمت مهمّى است که در سکون و وزش بادها، براى پراکندن ابرها و گرده افشانى میوه ها و غذاها نهفته است.»

مرحوم طبرسى دلیل قسم به بادها را دو چیز دانسته است: «نخست، سودمندیهاى فراوان در بادها براى بندگان و دوم، اینکه بادها دلیلى بر وحدانیت خداوند و نوآورى آفرینش او است». جالب این است که خداوند پس از سوگند به بادها، به سه چیز دیگر سوگند خورده است: «فَالْحامِلاتِ وِقْرا فَالْجارِیاتِ یُسْرا فَالْمُقَسِّمات اَمْرا»؛ گر چه مراد از آنها را ابرهاى حامل باران و کشتیها و ملائکه دانسته اند، اما بعید نشمرده اند که مراد از این سه نیز بادها باشند و فخر رازى این احتمال را نزدیک تر به واقع دانسته است؛ زیرا بادها افزون بر پراکنده کردن ابرها و گرده افشانى غذاها، ابرها را حمل و جابجا کرده و در فضا به آسانى جریان داشته و ابرها را براى نقاط مختلف زمین تقسیم مى کند.

در هر صورت، سوگند به بادها نشان از نقش عظیم آنها در زندگى بشر و تأثیر آن بر جسم و جان انسانها دارد. روایات اسلامى این نکته را به روشنى بیان کرده و متذکر شده اند که بادها باعث عدم تعفّن اشیاى روى زمین هستند و اگر بادها وجود نداشتند، تعفّن اشیا و آلودگى محیط زیست بشر، مشکلات بسیارى را براى انسان به وجود مى آورد.

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «الرِّیْحُ لَوْ حُبِسَتْ اَیّاما، لَفَسَدَتِ الاَْشْیاءُ جَمِیعا وَتَغَیَّرَتْ؛ اگر چند روز بادها حبس شده و نوزند، همه چیز تغییر پیدا کرده و فاسد مى شوند.»

علامه مجلسى در شرح این حدیث مى نویسد: «بادها باعث دفع فساد از اشیاى روى زمین مى شوند و به منزله روح و بدن هستند که هر گاه روح از بدن خارج شود، بدن متعفّن مى شود؛ چنان که اگر باد نوزد، فساد و تعفّن روى زمین را فرا خواهد گرفت.»

امام صادق علیه السلام مى فرماید: «اَلَسْتَ تَرَى رُکُودَها اِذا رَکَدَتْ کَیْفَ یُحْدِثُ الْکَرْبَ الَّذِى یَکادُ اَنْ یَأْتِى عَلَى النُّفُوسِ وَیُحَرِّضُ الاَْصِحّاءَ وَیَنْهَکُ الْمَرْضَى، وَیُفْسِدُ الثَّمارَ وَیَعْفِنُ الْبُقُولَ وَیُعَقِّبُ الْوَباءَ فِى الاَْبْدانِ وَالاَْفَةَ فِى الْغَلاَّتِ؛] اى مفضّل!] نمى نگرى هنگامى که باد مى ایستد و رکود مى یابد چگونه مصیبت برپا مى کند که جانها را در معرض هلاکت مى افکند، سالمان را بیمار و بیماران را ناکار و میوه ها را فاسد و سبزیها را متعفّن مى گرداند. و وبا را در بدن انسانها به دنبال دارد و غلاّت را آفت زده مى کند.»

ابن عباس باد را لشکر بزرگ خداوند دانسته است. از وى نقل شده است که آب و باد دو لشکر از لشکرهاى الهى اند و باد لشکر بزرگ خدا است.

a

گیاهان

گیاهان و درختان، سهمى بسزا و نقشى بسیار مهم در زندگى بشر دارند. تلطیف هوا، تعادل دماى محیط، حفاظت از خاک و تأمین بخشى از مواد غذایى مورد نیاز انسان و سایر موجودات، بخشى از سودمندیهاى فراوان آنها است. افزون بر اینها، گیاهان و به طور کلى فضاى سبز که شامل مراتع و جنگلها و پارکها مى شود، تأثیر بسیار مثبتى بر روح و روان آدمى دارند.

s

تماشاى گلبرگهاى لطیف وخوش رنگ، غنچه هاى زیبا و بانشاط، شکوفه هاى دلربا و جذّاب، گلهاى رنگارنگ و با طراوت، ترکیب موزون برگها، چشم انداز بهجت آور بوستانها و جنگلها، انسان را غرق در لذّت و شادى مى کند. افسردگیها و غمها را مى زداید و در وى تازگى سرورآمیز مى آفریند.

تماشاى گیاهان خرّم و سرسبز و نگاه به مناظر جذّاب آنها، از مواردى است که شریعت اسلام بدان دعوت نموده است. تعبیرهاى پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز در بیان فواید فراوان این نعمتهاى خدادادى (گیاهان)، بسیار حیرت انگیز است.

قرآن کریم در چندین آیه، گیاهان را «شادى آفرین» دانسته و آنها را به «بهجت انگیزى» توصیف مى کند که به جهت اختصار به یک آیه شریفه اشاره مى کنیم:

قرآن کریم مى فرماید: « وَ تَرَى الاْءَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِن کُلِّ زَوْجِ بَهِیجٍ »؛ «زمین را مرده و فسرده مى بینى و چون آب باران بر آن فرستیم، بجنبد و بر دمد و انواع گیاهان زیبا و شادى آفرین برویاند.»

این طراوت، نشاط و بهجت انگیزى گیاهان و درختان در انسان انگیزه ایجاد مى کند و او را به سمت عمران و آبادانى زمین و امیدوارى به زندگى سوق مى دهد؛ چنان که علامه شعرانى رحمه الله در این باره مى نویسد: «خرّمى گیاه سبز و درخت و گل و شکوفه که در این آیات ذکر شده است، در انسان رغبت و نشاطى به وجود مى آورد که زمین را آباد کند و کشت و زرع بسیار شود و روزى مردم فراخ گردد.»

در سخنان زیباى معصومان علیهم السلام نیز در رابطه با تأثیر بسیار مثبت گیاهان و درختان در جسم و روح آدمى، تعبیرهاى گوناگونى آمده است. در برخى از روایات، از تأثیر مناظر سرسبز بر تقویت دیده و بصیرت انسان و زدودن افسردگیها و از بین رفتن بیماریهاى روحى و روانى، سخن به میان آمده است که به جهت اختصار به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

در روایتى از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود: «الطِّیِبُ نُشْرَةٌ وَالْعَسَلُ نُشْرَةٌ وَالرُّکُوبُ نُشْرَةٌ والنَّظَرُ اِلَى الْخُضْرَةِ نُشْرَةٌ؛ بوى خوش، عسل، سوارکارى و نگاه به مناظر سرسبز و خرم، باعث نشاط و شادى مى شود.»

بر طبق این نقل، نگاه به مناظر جذّاب و سرسبز گیاهان، ب

sرخى از بیماریهاى روحى و روانى را از بین مى برد و افسردگیها و غمها را مى زداید؛ چنانکه تشریح معناى واژه «نشره» مؤید آن است: «نشره، چیزى است که موجب آرامش و راحتى اعصاب مى شود، پس از آنکه دچار بیمارى و افسردگى شده است.»

از این روایت و روایات مشابه درمى یابیم که تماشاى سرسبزى و خرّمى گیاهان و درختان لذت بخش و شادى آفرین است؛ به گونه اى که گاه شگفتى و حیرت انسان را برمى انگیزد و با دیگر لذتها و خوشیها رقابتى پیروزمندانه مى کند.

امام صادق علیه السلام ، در ابتدا، منافع فراوان گیاهان و درختان و استفاده بیش تر از آنها را متذکر مى شود و آن گاه به «مفضّل بن عمر» مى فرماید: «مَعَ ما فِى النَّباتِ مِن التَّلَذُّذِ بِحُسْنِ مَنْظَرِهِ وَنَظارَتِهِ الَّتِى لا یُعَدُّ لَها شَىْ ءٌ مِنْ مَناظِرِ الْعالَمِ وَمَلاهِیه؛ با آنچه از لذت که در نگاه کردن به گیاهان وجود دارد که هیچ یک از مناظر عالم و لذتهاى آن با این لذت برابرى نمى کند.»

در منابع روایى اسلام بر این نکته تأکید شده که سفره هاى خویش را با سبزى آراسته کنید و نهادن سبزى در سفره، در کنار «بسم اللّه» ذکر شده است: «خَضِّرُوا مَوَائِدَکُمْ بِالْبَقْلِ فَاِنَّهُ مَطْرَدَةٌ لِلشَّیْطانِ مَعَ التَّسْمِیَةِ؛ سفره هاى خود را با سبزى، سرسبز کنید؛ زیرا وجود سبزى در سفره همراه با بسم اللّه، دور کننده شیطان است.»

در روایت دیگرى، «حنّان» گزارش مى کند که: «من همراه امام صادق علیه السلام بر سر سفره بودیم. حضرت سبزى میل فرمود؛ ولى من به دلیلى سبزى مصرف نمى کردم. امام به من فرمود: مگر نمى دانى که هیچ گاه براى امیر المؤمنین، على علیه السلام غذا نمى آوردند، مگر اینکه در کنار آن سبزى وجود داشت؟ گفتم چرا؟ حضرت فرمود: «لاَِنَّ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ خَضِرَةٌ فَهِىَ تَحِنُّ اِلَى شَکْلِها؛ دلهاى مؤمنان سبز است و به سبزى اشتیاق دارد.»

براساس روایت دیگرى امام کاظم علیه السلام فرمود: «اَما عَلِمْتَ اَنَّى لا آکُلُ عَلَى مَائِدَةٍ لَیْسَ فِیها خُضْرَةٌ؛ آیا نمى دانى که من از سفره اى غذا نمى خورم که در آن سبزى نباشد.»

برخى از روایات گلها و درختان ویژه اى را برشمرده اند که استشمام آنها تأثیر مثبت و شگرفى بر روان آدمى دارد؛ چنانکه امر به استشمام گل سرخ، نرگس و... شده است و بوى عطرآگین ملائکه به بوى خوش گل تشبیه شده است. امام کاظم علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل مى کند که حضرت فرمود: «وَرائِحَةُ الْمَلائِکَةِ رائِحَةُ الْوَرْدِ؛ بوى خوش فرشتگان الهى، بوى [دل انگیز] گل است.»

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در اهمیت استشمام گل سرخ فرمود: «مَنْ اَرَادَ اَنْ یَشَمَّ رَائِحَتِى فَلْیَشَمَّ الْوَرْدَ الاَْحْمَرَ؛ هر کس مى خواهد بوى عطرآگین مرا ببوید، گل سرخ را استشمام کند.»

s

درباره گل نرگس نیز از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «شَمُّوا النَّرجِسَ وَلَوْ فِى الْیَوْمِ مَرَّةً وَلَوْ فِى الاُْسْبُوعِ مَرَّةً وَلَوْ فِى الشَّهْرِ مَرَّةً وَلَوْ فِى السَّنَةِ مَرَّةً وَلَوْ فِى الدَّهْرِ مَرَّةً فَاِنَّ فِى الْقَلْبِ حَبَّةً مِنَ الْجُنُونِ وَالْجُذامِ وَالْبَرَصِ وَ شَمُّهُ یَقْلَعُها؛ گل نرگس را حداقل در هر روز یا در هر هفته یا در هر ماه یا در هر سال و یا در طول عمر یک بار ببویید؛ زیرا در دل انسان مایه اى از جنون و جذام و برص وجود دارد که استشمام گل نرگس آن را ریشه کن مى کند.»

در روایتى از امام رضا علیه السلام نیز نقل شده که فرمود: «لا تُؤَخِّرْ شَمَّ النَّرْجِسِ فَاِنَّهُ یَمْنَعُ الزُّکامَ فِى مُدَّةِ اَیّامِ الشِّتاءِ؛ استشمام گل نرگس را به تأخیر نینداز. همانا بوییدن آن مانع از ابتلا به زکام در زمستان است.»

در حدیث دیگرى چنین آمده است: «شَمَّ النَّرْجِسِ یَؤمِنُ مِنَ الزُّکامِ؛ استشمام گل نرگس [بدن را] در مقابل زکام ایمن مى سازد.»

بدیهى است که این گونه روایات بیانگر اهمیت استشمام گل، به ویژه گل سرخ و گل نرگس و بیان کننده تأثیر مهم و شگرف آن بر جسم و جان آدمى است.

از آنچه گذشت درمى یابیم که غنچه ها، شکوفه ها، درختان، جنگلها و مراتع از زیباییهاى طبیعت اند که خداوند در زمین به ودیعت نهاده است.

حال که این چنین سلامت و طراوت جسم و جان ما در گرو محیط و طبیعتى است که در آن زندگى مى کنیم، سزاوار است با جدیّت تمام در حفظ محیط زیست سالم، کوشا باشیم.

s

پدیدآورنده: عسکرى اسلامپور کریمى