تعریف، مفهوم و عرصۀ محیط زیست

شنبه, 02 قوس 1387 20:45 استاد دستگیر خاورین

دانشمندان و مولفین آثار علمی معمولا در پایان مطالعه و تحقیق خویش، برداشت کلی خود را از موضوعی که به پایه تکمیل رسانیده اند در یکی دو جمله به نام تعریف ارایه میکنند که در حقیقت آخرین برداشت خود را در آغاز اثر خود مینویسند تعریف از هر علم، برداشت عالم از محتوای آن است. چون برداشتهای هر کس و حتی دانشمندان یک ساحه مشخص علم از همدیگر متفاوت اند لهذا تعریف هایی را که ارایه میکنند نیز متفاوت می باشند. به همین خاطر بعضی از مولفین معاصر از این سنت گذشتگان روی برگشتانده اند، بل تعریف را به خواننده حواله میکنند.

زکات علم در نشر آن است. امام علی (ع)


تعریف، مفهوم و عرصۀ محیط زیست

منبع: روزنامه 8 صبح

شنبه, 02 قوس 1387 20:45 استاد دستگیر خاورین

دانشمندان و مولفین آثار علمی معمولا در پایان مطالعه و تحقیق خویش، برداشت کلی خود را از موضوعی که به پایه تکمیل رسانیده اند در یکی دو جمله به نام تعریف ارایه میکنند که در حقیقت آخرین برداشت خود را در آغاز اثر خود مینویسند تعریف از هر علم، برداشت عالم از محتوای آن است. چون برداشتهای هر کس و حتی دانشمندان یک ساحه مشخص علم از همدیگر متفاوت اند لهذا تعریف هایی را که ارایه میکنند نیز متفاوت می باشند. به همین خاطر بعضی از مولفین معاصر از این سنت گذشتگان روی برگشتانده اند، بل تعریف را به خواننده حواله میکنند.

ارایه تعریف محیط زیست نظر به ابعاد وسیع موضوع، کار دشواریست، لهذا به منظور ایجاد زمینۀ تفکر روی موضوع، سه تعریف را از منابع مختلف برگزیده ایم که اگر هر سه را در هم مدغم کنیم تعریف جامع تری به دست خواهد آمد.
1-   
هر آنچه اجسام حیه و عملیه های حیاتی را فرا گرفته و با آن در عمل متقابل قرار دارد محیط زیست است.
2-   
محیط، محل زیست موجودات زنده را گویند که در برگیرنده اجسام حیه و مواد غیر زنده میباشد که در پیرامون او قرار دارد و بالایش به نحوی تاثیر میگذارد.
3-   
و بالاخره به عبارت ساده تر، تمام عوامل و شرایط تاثیر گذار بالای اجسام حیه به شمول خود اجسام حیه شامل در یک سیستم حیاتی محیط زیست خوانده میشود.
بنابر هر سه تعریف ارایه شده در محیط زیست مجموعه عوامل زنده و غیر زنده مجموع عوامل بیولوژیکی، کیمیاوی و فزیکی می باشد که در شرایط معین (زمان معین و مکان معین) بالای موجود زنده تاثیر میگذارد.
از آنجا که امکان تغییر مکان زنده جانها از یکجا به جای دیگر وجود دارد بنابر آن محیط زیست آنها نیز تغییر میکند. به هر حال، هر موجود زنده تحت شرایطی زندگی کرده میتواند که برایش قابل تحمل باشد.
هر آن جا که حیات نیست، محیط زیست نیست یا در جهت دیگر جایی که برای زیست نیست در آن جا حیات نیست.
آن بخش زمین که در آن حیات ممکن است و امکان زیست وجود دارد به نام بایوسفیر یاد میگردد.
بایوسفیر: آن ساحۀ کره زمین را در بر میگیرد که در آن جا زندگی وجود داشته همواره تجدید گردیده و رشد یابد و نیز در اثر انجام فعالیت های حیاتی تغییراتی در آن به جود آید و مشتمل است بر:
-   
پوشش خاکی بخشی از قشر زمین تا اعماق 100 تا 200 متر
-   
آبهای حوضها، جهیل ها، دریاها و اقیانوس های تا اعماق 10 کیلومتری آن
-   
جو زمین تا ارتفاع 10 الی 15 کیلومتر
مجدداً یاد آوری میشود که: حیات بر روی زمین به صورت طبیعی صرف در محدوده بایوسفیر ممکن است. بیرون از آن بدون کاربرد وسایل و تجهیزات تخنیکی ممکن نیست. بنابر آن فضانوردانی که از بایوسفیر بیرون میشوند تحت شرایط مصنوعی و کاربرد وسایل و تجهیزات تخنیکی وقت خود را سپری میکنند، در حقیقت از محیط زیست خود خارج شده با استفاده از امکانات تخنیکی چند روزی را در آن جا سپری می نمایند.

تقسیم بندی محیط
محیط نظر به مواصفات اساسی خود عمدتا به دو بخش تقسیم میشود که یکی محیط طبیعی و دیگر محیط مصنوعی (ساخت انسان) می باشد. در بعضی تالیفات محیط را به سه بخش تقسیم می نمایند که محیط اجتماعی را به آن علاوه میکنند (که منظور محیط اجتماعی انسان است)

1-   
محیط طبیعی:
در محیط طبیعی فکتور های شامل در محیط، ماهیت طبیعی خود را حفظ نموده است. در حالی که دست بشر به تمام نقاط جهان رسیده و کمتر محیطی را میتوان یافت که کاملا دست نخورده باقیمانده و فعالیت انسان به نحوی بر آن تاثیر نگذاشته باشد.
لهذا محیط هایی را میتوان طبیعی خواند که در ان جریان های طبیعی غالب بوده با وجود مداخله بشر ماهیت اصلی خود را حفظ نموده باشد.
جنگلها، دشتها، کوهها، علفزارها، دریاها، خلیج ها، تالابها، بحیره ها و ابحار همه محیط های طبیعی اند، به شرطی که مداخله انسان ماهیت اصلی آنها را دگرگون نکرده باشد.
محیط طبیعی عمدتاً از دو دسته عوامل تشکیل گردیده است: یکی عوامل حیه و دیگر عوامل غیر حیه که هر دو دسته عوامل بالای یکدیگر تاثیر گذاشته و از همدیگر تاثیر می پذیرند.
i-   
عوامل غیر حیه:
عوامل غیر حیه در حقیقت بستر زندگی را برای عوامل حیه تشکیل میدهد. گاهی این بستر برای زیست اجسام حیه مساعد بوده موجب تشکیل اجتماعات حیه میگردد اما در بعضی موارد بستر مذکور برای زیست و ادامه حیات زنده جانها مساعد نمی باشد. چنانچه اگر مقدار نمکیات در خاکها زیاد شود منطقه به شوره زار تبدیل میگردد که در نتیجه رویش نباتات محدود گردیده در قبال ان شرایط زیست برای اکثر حیوانات نیز محدود میگردد.
عوامل غیر حیه در یک محیط طبیعی مشتمل اند بر عوامل کیمیاوی و عوامل فزیکی، که عبارت اند از:
-   
اتموسفیر و اجزای تشکیل دهنده آن
-   
هایدروسفیر و عوامل مربوط به آن
-   
لیتوسفیر و پوشش خاکی زمین
-   
توپوگرافی، ساخت و موقعیت زمین
-   
سایر عوامل فزیکی موثر بر رشد نباتات و حیوانات
ii-   
عوامل حیه:
عوامل حیه در محیط، مشتمل بر نباتات، حیوانات و مایکرو ارگانیزمها می باشند. که هم بالای همدیگر و هم بالای اجسام غیر حیه تاثیر میگذارند. از آنجا که دست انسان روز تا روز محیط های طبیعی را محدود ساخته میرود، حیوانات و نباتات نیز در تنگنا قرار گرفته و برای بعضی از انواع شرایط زیست از حد تحمل بر آمده سبب انقراض بعضی اجسام حیه گردیده که یک عده اجسام حیه هم اکنون در حال انقراض قرار دارند. چنانچه «بر اساس بر آوردی که در سال 1970 صورت گرفته در طول (300) سال گذشته 200 نوع پستاندار و پرنده در معرض انقراض قرار دارند»   و 200 نوع دیگر منقرض گردیده است. «بر اساس گزارش دیدبانی جهانی از سال 1998 در سرار جهان ار هر سه نوع پرنده جمعیت دو نوع در حال کاهش است. در مجموع (%11) از تمام انواع پرنده ها در معرض خطر انقراض قرار دارند و (%4) آن تحت خطر یا جداً تحت خطر قلمداد شده اند. هکذا از مجموع تعداد پستانداران شناخته شدۀ جهان (4355 نوع) یعنی تخمین (%25) آن در معرض خطر انقراض قرار دارند، %11 آن در معرض خطر یا جدا در معرض خطر قلمداد شده اند» 
گر چه انقراض موجودات در مسیر تکامل موجودات زنده یک امر طبیعی است، انقراض سالانه 1 تا 3 نوع موجود زنده در طی میلیون ها سال تکامل موجودات زنده یک امر طبیعی است اما کثرت حد انقراض در شرایط کنونی یعنی انقراض (1000) نوع در هر سال دلالت بر وخامت اوضاع می نماید.
"
بر اساس بر آوردهایی که از سوی موسسات تحقیق کننده در این زمینه صورت گرفته است. دال بر ان است که (%48) نباتات، (%24) پستانداران و (%12) پرندگان به نحوی از انحا در معرض خطر انقراض قرار دارند."

2-    محیط مصنوعی (ساخت انسان)
محیطی که در اثر مداخله انسان ماهیت طبیعی خود را از دست داده به اساس تفکر و فرهنگ انسان تغییر حالت یافته باشد محیط مصنوعی خوانده میشود. مداخله بشر میتواند ویرانگر یا سازنده باشد. قطع جنگلات، از بین بردن مراتع و چراگاهها و ساحات سبز طبیعیت به منظور ایجاد مناطق مسکونی و یا به منظور استفاده از چوب جنگلات همه در زمره مداخلات ویرانگر محیط به شما میرود. در حالی که تبدیل مناطق خشک و سوزان و بی آب و علف از راه تمدید کانالهای آب و آبیاری آن و تبدیل آن به فارمهای زراعتی باغها و مناطق سرسبز در جمله فعالیت های سازنده بشر به حساب می اید.
در هر دو صورت بشر شکل و وضعیت طبیعی محیط را به اساس ذهنیت و تفکر خود تغییر میدهد. شهرها و دهات مهمترین بخش محیط های مصنوعی اند.
به هر اندازه که مداخله بشر در محیط بیشتر شود به همان اندازه محیط وضعیت طبیعی خود را از دست میدهد. امروز بخش اعظم مداخلات بشر در محیط به زیان زنده جانها تمام میشود.
از آنجا که محیط های مصنوعی محصول تفکر و فرهنگ انسانهاست لهذا از روی محیط های تحت تصرف انسانها و نحوه تاثیر شان بالای محیط میتوان به طرز تفکر و فرهنگ جوامع پی برد.
محیط های ساخت انسان باید برای زندگی و رفع نیازمندی های اساسی و طبیعی انسان طراحی گردد و در عین حال محیط زیست از آسیب ها در امان نگهداشته شود.
محیط های مصنوعی نظر به محیط های طبیعی بیشتر دستخوش زیانها ناشی از آلوده گی می گردد. که میتوان از موارد ذیل نام برد.
1-   
آلوده گی آبهای سطحی و زیر زمینی
2-   
آلوده گی هوا، ناشی از آزاد شدن مقدار روز افزون کاربن دای اکساید، کاربن مونو اکساید، اکسایدهای نایتروجن و غیره
3-   
آلوده گی صوت
4-   
آلوده گی خاک ناشی از علاوه کردن و انباشتن مواد مضر برای صحت و نموی نباتات
5-   
آلوده گی های الکترو مقناطیسی
بر علاوه این ها مداخله انسان در محیط باعث تغییر سیمای طبیعی محیط گردیده چانس لذت بردن از سیمای طبیعی محیط را برای انسان محدود میسازد و فضای آزاد برا تفریح کاهش میابد.
 

ایکوسیستم

شناخت ایکوسیستم ها:
ایکو سیستم مخفف سیستم ایکولوژیک است که بحثی از علم ایکولوژی را تشکیل میدهد.
به منظور درک بهتر مفهوم ایکو سیستم لازم است تا با مفاهیم سیستم و ایکولوژی هر کدام مشخصاً توضیح گردند:
سیستم: مجموعۀ هدفمند اجزای متشکله است که در پهلوی هم قرار گرفته در جهت انجام یک کار یا پیشبر مقصد مشخصی عمل میکند. بنابر این در یک ایکو سیستم منحیث یک سیستم ایکولوژیک، تمام عوامل زنده و غیر زنده با هم در ارتباط بوده، بالای هم تاثیر متقابل داشته و نهایتاً به صورت کل یک سیستم روابط را به وجود می آورند.
مداخله در اجزای سیستم میتواند بالای کل سیستم اثر نموده میکانیزمهایی را که سیستم را کنترول میکند مختل می سازد.
ایکولوژی: اصطلاح ایکلوژی بار اول در سال 1866 توسط زولوژست مشهور آلمانی ارنست هکل (Ernst Haeckel) به کار برده شد و در قلمرو و بیولوژی مواد استفاده قرار گرفت.
از تاریخ یاد شده تا امروز اصطلاح ایکولوژی به مفهوم وسیعی تبدیل گردید. پیشرفت های ابتدایی در این زمینه تا چند دهه در چوکات موسسات تحصیلی محدود ماند و در جامعه بین عامۀ مردم راه باز نکرد، تا این که وضعیت آلوده گی محیط به جایی رسید که توجه عامه مردم به فجایع آلوده گی محیط زیست جلب گردید. امروز ایکولوژی منحیث علمی که موضوعات آن اهمیت حیاتی دارد در سطوح مختلف در موسسات تحصیلی رسمی منحیث مضمون رسمی، در ورکشاپ ها منحیث مواد آموزشی و در رسانه های جمعی منحیث موضوعات حیاتی به گروپهای مورد نظر انتقال داده میشود.
با آن که از زمان هکل تا امروز ایکولوژی راه دراز انکشاف را پیموده است، امروز به حیث یک علم مستقل در پوهنتها و موسسات تحصیلات عالی برای خود جای باز نموده است، لهذا هنوز هم تعریف هکل در مورد این بخش از علم حیات قابل قبول است که گفته بود:
«
ایکولوژی دانشی است که به بررسی روابط موجودات زنده (بین خودشان) و نیز با محیطی که آنها را احاطه کرده است میپردازد
 
و اما ایکوسیستم چیست؟
اودم (Odum) در سال 1971 ایکوسیستم را منحیث سیستمی معرفی نمود که در آن ارگانیزمهای زنده و اجسام غیر زنده با هم بود و باش نموده و تبادله مواد بین شان صورت گرفته و بالای همدیگر تاثیر میگذارند.
این کلمه بار اول در سال 1935 توسط تانسلی (Tansely) به کار برده شد.

خصوصیات ایکوسیستم:
خصوصیات ایکوسیستم عبارت اند از:
1)   
ایکوسیستم یک واحد اساسی و فعال در ایکولوژی می باشد.
2)   
ساختار ایکوسیستم بستگی به گونه های مختلف حیوانات دارد.
در یک ایکوسیستم بزرگ و مغلق اشکال متعدد اجسام حیه وجود دارد، در حالی که ایکوسیستم ساده و کوچک دارای اشکال محدود اجسام حیه می باشد.
3)   
ایکو سیستم به دوران های طبیعی مانند دوران نایتروجن، کاربن، اکسیجن و غیره بستگی دارد همچنان بستگی به جریان انرژی در محور ان دارد.
 
اجزای ایکوسیستم
ایکو سیستم دارای دو بخش می باشد.
1)   
بخش غیر زنده (Abiotic Component)
2)   
بخش زنده (Biotic Component)

1)   
بخش غیر زنده
بخش غیر زنده شامل اجسام غیر حیۀ محیط و مواد اساسی آن می باشد.
اجزای غیر حیه مشتمل اند بر: روشنی ، هوا، آب، نور آفتاب، حرارت، موقعیت جغرافیایی، جاذبه، خاک و آتش می باشد.

2)    بخش زنده
بخش زنده، شامل اجسام حیه ایکوسیستم می باشد. این بخش را میتوان به سه گروپ تقسیم نمود:
-I
تولید کننده گان (Producers):
نباتات سبز یا اتوتروفها، تولید کننده گان اند. این ها اجسام حیه اند که غذای خود را در موجودیت نور آفتاب و کلوروفیل از ترکیب کاربن دای اکساید و آب خودشان میسازند. الجی، سبزه ها، نباتات کوچک و درختان در این عملیه سهم میگیرند، نباتات برای خودشان غذا تهیه میکنند، اما توسط بعضی از مصرف کننده گان (Consumers) و تجزیه کننده گان (Decomposers) نیز مورد استفاده قرار میگیرند.

II-    مصرفه کننده گان (Consumers):
مصرف کننده گان در بر گیرنده حیوانات اند که قادر نیستند غذای خود را خودشان بسازند بلکه از نباتات به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده میکنند. این ها به نام هیترتروفها نیز یاد میگردند که میتوان ایشان را به گروپهای ذیل تقسیم نمود:
الف) مصرف کننده گان ابتدایی (Primary Consumers):
این ها حیواناتی اند که از لحاظ تغذیه کاملا وابسته به نباتات اند، مانند خرگوش، بز، گوسفند، گاوها، پرنده ها و بعضی حشرات.
این حیوانات وابسته به ایکوسیستم خشکه اند.
حیوانات ایکوسیستم آبی، پروتوزوا، مولسکاهای کوچک، خارچنگها و بعضی ماهیها می باشند که غذای خود را از نباتات به دست می آورند چون این عده موجودات زنده از نباتات استفاده میکنند بنابر آن به نام علفخواران (Herbivors) نیز شناخته میشوند.
ب) مصرف کننده گان ثانوی (Secondary Consumers):
اینها حیواناتی اند که از سایر حیوانات به حیث مواد غذایی استفاده میکنند. چون خوراک شان گوشت است، از اینرو به نام گوشت خواران مسمی شده اند مانند پشک، سگ، مار، روباه، عقاب و بعضی از حشرات
اما حیوانات که علاوه بر گوشت از نباتات نیز به حیث غذا استفاده میکنند به نام همه چیز خواران (Omnivora) یاد میشوند که مشتمل اند بر کلاغ، موش، مورچه، گنجشک، مرغ، خرس، انسان و غیره
ج) مصرف کنندگان سومی (Tertiary Consumers):
اینها حیوانات عظیم الجثه اند که بالای حیوانات علفخوار یا گوشتخوار حمله نموده و غذای خود را از راه شکار حیوانات مذکور به دست می آورند که به این ترتیب مصرف کنندگان اولی و دومی را میخورند مانند: ببر، شیر، شاهین و غیره

III-    تجزیه کننده گان (De Composeres)
اجسام حیه ای هم وجود دارند که انزایمهای هضمی را بالا ی مواد غذایی ریخته و آن را به اجزای ساده تر ان تبدیل میکنند و بعداً آن را می مکند. این عده به نام تجزیه کننده گان یاد میشوند زیرا مواد غذایی بدن اجسام مرده را پارچه میکنند. این موجودات به نام سپروفایت (Suprophytes) نیز یاد میشوند که در بر گیرنده بکتریاها و فنجی می باشند.
اقسام ایکو سیستم:
ایکو سیستم میتواند طبیعی باشد یا مصنوعی. در ایکو سیستم طبیعی، نظام حیات به شیوه طبیعی پیش برده میشود. انسان در آن کدام نقشی ندارد. در ایکوسیستم مصنوعی فعالیت های بشر در آن دخیل است. مانند باغها، کشتزارها، باغهای میوه جات و جنگلات مصنوعی (جنگلاتی که به دست انسانها احداث شده است). در ایکوسیستم طبیعی فکتور های محیط خیلی مهم اند. این ها جایگاه های مختلف بود و باش را مهیا میسازند. به اساس آن ایکوسیستم دارای اقسام (اشکال) ذیل می باشد.
1)   
ایکوسیستم آبی (Aquatic Ecosystem)
2)   
ایکوسیستم خشکه ای (Terrestrial Ecosystem)
-   
ایکوسیستم آبی
این ایکوسیستم نیز به دو بخش تقسیم می شود.
1)   
ایکو سیستم آبهای شیرین (Freshwater Ecosystem)
2)   
ایکوسیستم آبهای شور (بحر) (Marine Ecosystem)

ایکوسیستم آبهای شیرین
بهترین مثال ایکوسیستم آبهای شیرین، ایکوسیستم جهیل (Pond) می باشد. در جهیل های میتوان یک ایکوسیستم مکمل و مستقل را مشاهده نموده اجزای اساسی ایکوسیستم جهیل عبارت از: اجزای حیه و اجزای غیر حیه می باشد.

1-    اجزای غیر حیه :
این بخش در برگیرنده ترکیبات عضوی و غیر عضوی می باشد. نور آفتاب به داخل آب نفوذ نموده به نباتات آبی میرسد تا که از آن در عملیه فوتوسنتیز استفاده نمایند. آب، اکسیجن منحل، کاربن دای اکساید، نایتروجن، نمکیات کلسیمی همه در دسترس نباتات قرار دارند تا در ساختمان جسم خود از آن استفاده کنند.

2-    اجزای حیه:
در جهیل ها اقسام گوناگون اجسام حیه منجمله تولید کننده گان، مصرف کننده گان و تجزیه کننده گان وجود دارد.
I-   
تولید کننده گان
در جهیل ها دو نوع تولید کننده گان وجود دارد:
الف) پلنکتون های نباتی (Phyto Planktons)
این ها نباتات بسیار کوچکی اند که در برگینده نباتات یک حجروی و الجی های سبز آبی می باشند. به گونه مثال: یوگلینا (Euglina) والوکس (Volvox) و کلوریلا (Chlorella). اینها در هر جای یک جهیل که میتواند شعاع آفتاب برسد و غذای شان ساخته شده میتواند وجود دارند.

ب) نباتات بزرگ:
این نباتات سه قسم اند: یک قسم شان نباتات بزرگی اند که به صورت استوار در قعر جهیل به کمک ریشه های خود نصب شده اند و قسمت بالایی شان بالا سطح آب قرار دارد. این نباتات کاربن دای اکساید و نور آفتاب را به سهولت از فضا دریافت نموده آب و نمکهای منرالی را از سطح پایین جهیل جذب میکنند که غذای خود را از ان میسازند مانند: تایفا Typha، سجیتاریا (Sagitaria) و غیره
قسم دیگر نباتات، آنهایی اند که در عمق سطح پایین جهیل توسط ریشه های خود نصب شده اند اما برگهای شان بالای سطح آب شناور می باشند مانند: زنبق آبی (Water lily) و نیمفیی (Nymphaea)
قسم سوم، نباتات غرقه در آب اند. جسم این نباتات تحت آب باقی میمانند. ریشه های اینها کمتر انکشاف نموده اند و یا هم اصلاً ریشه ندارند. برگهای شان نازک می باشد مانند هایدریلا (Hydrilla) و والیسناریا (Valisnaria).

II-    مصرف کننده گان
مصرف کننده گان حیوانات اند که نمی توانند مواد غذایی مورد نیاز خود را خودشان بسازند. این ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از تولید کننده گان استفاده میکنند که دارای اقسام ذیل می باشند.
الف) مصرف کننده گان ابتدایی
این ها همان اجسام حیه زنده اند که غذای خود را مستقیما از نباتات به دست می آورند. این حیوانات یا مایکرو ارگانیزمها اند مانند Zooplankton  یا اقسام Crustacea ها اند که از پلنکتون های نباتی استفاده میکنند و یا حیوانات بزرگ مانند قانقوزکها، مولسکاها، چلپاسه ها، مارها و ماهی های کوچک می باشند.
ب) مصرف کننده گان ثانوی
این های حیوانات گوشتخواری اند که از علفخواران یا سایر حیوانات گوشتخوار استفاده میکنند مانند بعضی از چلپاسه ها، مارها و ماهی های بزرگ

III-    تجزیه کننده گان
تجزیه کننده گان مایکرو ارگانیزمهای وابسته به اجسام مرده حیوانی و نباتی میباشند که اجسام مرده را به اجزای ساده تر آن تبدیل نموده به حیث مواد غذایی مورد استفاده قرار میدهند و نمکیات را از آن آزاد میکنند که این نمکیات مجدداً توسط نباتات مورد استفاده قرار میگیرند. مثال تجزیه کننده گان باکتریاها و فنجی میباشد.

محل رهایش

Habitat

جایگاهی که در آن جمعیت زنده جانها موجود است و دارای محیط ویژه ای میباشد چنین جایگاه محل رهایش (Habitat) خوانده میشود. محل رهایش به دو نوع است:
1-   
محل رهایش آبی (Aquatic Habitat)
2-   
محل رهایش خشکه ای (Terrestrial Habitat)
1-   
محل رهایش آبی:
این محل رهایش در بر گیرنده آب است که به سه قسم است:
I-   
محل رهایش آبهای شیرین: این محل رهایش مشتمل بر جهیل ها، دریاها، دریاچه های آرام و غیره می باشد.
II-   
محل رهایش بحری: در بر گیرنده آبهای شور (بحر) می باشد.
III-   
محل رهایش محل تلاقی رودخانه ها با بحر (Estuarine Habitat) : این جایگاهی است که دریا و بحر در آن نقطه با هم تلاقی میکنند. این جایگاه بین آبهای شور و شیرین موقعیت دارد.
تمام این جایگاه ها دارای شرایط متفاوت محیطی میباشند، بنابر آن حیوانات و نباتات این محلات رهایشی نیز از هم متفاوت اند که خصوصیات شان مطابق به تقاضای محیط شان می باشد.


حیات در آبهای شیرین
جهیل ها، دریاها و دریاچه ها ذخیره گاه های آبهای شیرین اند. این آبها رقبه کمتری را نظر به آبهای ابحار احتوا میکنند اما در بر گیرنده تعداد زیاد حیوانات و نباتات می باشند افتاب در آبهای شیرین نقش مهمی را در مورد حیات نباتات بازی مکند، زیرا که در عملیه فوتوسنتیز به آن ضرورت است. اکسیجن و حرارت نیز مهم اند. درجه حرارت با افزایش عمق، وضع هوا و عمل امواج تغییر میکند. در مناطق معتدله سطح بالای جهیل ها / دریاچه های آرام، در طول تابستان گرم و مناطقی عمقی آن خنک می باشد. در حالی که در فصل زمستان آبهای سطح بالایی سرد و قسمت تحتانی آن گرم می باشد. در چنین وضع ابهای سطح فوقانی در حال گردش باقی می ماند. میکانیزم دو فصل در سال به نام Dimicmic خوانده میشود. در کشورهایی که هوای گرم دارند دریاچه هایی (که دارای آبهای ایستاده اند) سرد نمی باشند. بنابر آن به نام Monomicmic یاد میشوند.
محیط آبهای شیرین به دو قسم است:
I-   
میط آبهای ایستاده (Lentic Water):
در این مناطق آب در وضعیت راکد ایستاده قرار دارد. مانند جهیل یا دریاچه آرام
II-   
محیط آبهای جاری (Lotic water):

آبهای ایستاده (Lentic water)
یک دریاچه آرام مثالی از آبهای ایستاده (Lentic water) می باشد که به اساس تابش نور میتوان آن را به سه منطقه نقسیم نمود:
1-   
منطقه ساحلی (Littoral Zone)
2-   
منطقه آبهای لیمنتک (Limnetic Zone)
3-   
منطقه عمیق (Profundal Zone)

I-   
حیات در منطقه ساحلی :
این منطقه نزدیک به ساحل دریاچه آرام آب ایستاده قرار دارد که در بر گیرنده آبهای کم عمق می باشد. در این منطقه جمعیت نباتی به شکل حلقوی در کناره دریاچه آرام (آب ایستاده) یا جهیل به ترتیب افزایش عمق میرویند.
نباتات معمولی در این منطقه عبارت اند از: Typha  ,  Sagitaria و Zizania میباشند. ریشه این نباتات در تحت آب (در زمین) محکم شده و قسمت بالایی بالای اب قرار میداشته باشد. بنابر ان این نباتات هم در شرایط مرطوب و هم در شرایط خشک قرار دارند. سایر گروپهای نباتات در مناطق نسبتا عمیق تر میرویند. این ها نباتات ریشه دارد با برگهای شناور بر روی آب اند. مانند زنبق آبی، در مناطق عمیق تر نباتات با ساقه ضعیف و باریک میرویند که بعضی شان دارای ریشه بوده برخی دیگرشان فاقد ریشه میباشند و معمولا بر روی آب شناور اند. مانند Hydrilla, Valisanaria و غیره. در میان این نباتات دای اتومها (Diatomes) الجی های سبز آبی و الجی های سبز مانند Chara نیز یافت میشود.
در مناطق ساحلی اقسام مختلف حیوانات نیز وجود دارد که جمعیت های قابل تشخیص را تشکیل میدهند در اعماق این آبها انواع گوناگون خارچنگها (Crayfish)، کرمها، حلزونها و صدفها وجود دارند. به تعداد زیاد حیوانات مانند: هایدراها، کرمهای پهن و حلزون ها بالای سنگ ها و بالا نباتات چسبیده میباشند. پلنکتون های حیوانی (Zoo palnktons) در بر گیرنده کیک ابی مانند دفنیا (Dafnia) و روتیفیراها (Rotifers) میباشند. در میان فقاریه ها ماهی ها، مارها، سنگ پشت ها، بقه ها، سلمندر ها و غیره شامل اند.

حیات در منطقه آبهای Limentic:
این منطقه آبهای سرباز است، جایی که به آن نور آفتاب به آسانی میرسد در این منطقه الجی های سبز آبی و الجی های سبز، والوکس و یوگلینا فراوان اند. همچنان خارچنگهای کوچک، روتیفیراها و ماهی ها در این ناحیه عمومیت دارند.
II-   
حیات در منطقه آبهای عمیق:
این منطقه، ساحه عمیق و تاریک جهیل یا آبهای ایستاده میباشد. جایی که نور آفتاب به آن نمیرسد. این منطقه از مواد مورد نیاز عضوی غنی می باشد که مواد مذکور توسط جریان آب به مناطق بالایی آب انتقال می یابد. اکسیجن نیز در این منطقه کم است بنابر آن اجسام حیه که در این منطقه زندگی میکنند به صورت غیر هوازی تنفس میکنند. بکتریاها، فنجی ها، کرمهای خوندار، انلیداها و سایر حیوانات کوچک که قادر به زندگی در منطقه کم نور اند در این منطقه عمومیت دارند.
آبهای جاری (Lotic Water)
آبهاری جاری حاوی انواع مختلف نباتات و حیوانات می باشد. حیوانات غیر فقاریه در اعماق آن فراوان اند که در تحت آب خود را به کمک اعضای مکنده (چوشکها) بالای سایر اجسام می چسبانند. لهذا در مسیر آبهای جاری سریع به اسانی حیات بسر برده میتوانند و مشتمل اند بر حلزونها، کرمهای پهن، اسفنجها و حشرات می باشند.

محل رهایش بحری

Marine Habitat

ابحار به حیث بزرگترین ذخیره گاه اجسام حیه و مواد غذایی تقریبا %70 روی زمین را می پوشانند. محل رهایش در آبهای بحری با آبهای شیرین کلا متفاوت است زیرا در آبهای بحرها %3.5 منرالها منحل می باشد. سودیم کلوراید به پیمانه زیاد وجود دارد که تخمین %75 تمام منرالهای منحل در بحر را تشکیل مدهد. در بحیره احمر مقدار نمک تخمین %4.6 و در بحیره بالتیک مقدار آن در حدود %1.2 می باشد. اقلیم ابحار بر اساس موقعیت هر منطقه از هم تفاوت دارد. چنانچه درجه حرارت ابحار در مناطق حاره در حدود (°C32) و در مناطق قطبی در حدود (°C20-) می باشد. وزش آب از خشکه به سوی بحر، آب سطح بحر را از ساحل دور میکند. این آب توسط آب سرد اعماق تعویض میگردد که همراه با آن مقدار زیاد مواد غذایی بالا آورده میشود. به این میکانیزم اصطلاح بالا رفتن (Upwelling) داده شده است. ساحۀ بالا رونده (Upwelling) بیشترین بخش تولیدی بحر را تشکیل میدهد. ابحار بزرگترین ذخیره گاه کاربن، فاسفورس و سلفر میباشند. در نتیجۀ upwelling عناصر مختلف به خاطر دوران مجدد (Recycling) به سطح بحر برگردانده میشود.
ابحار در بر گیرنده مناطق متعددی می باشند که عبارت اند از:
-   
مناطق دارای میلان (نشیب) های کمتر که قدری از ساحل امتداد یافته اند به نام Centinental Shelf یاد میشوند. ماورای ان منطقه نشیب قرار دارد که به نام Continental Slope یاد میشود.
-   
منطقه بسیار عمیق بحر به نام Abyssal region یاد میشود.
بحر به اساس وسعت به دو منطقه تقسیم میشود (که این تقسیم افقی بحر می باشد)
1-   
منطقه کمر بند ساحلی (Neritic zone)
2-   
منطقه اقیانوسی (Oceanic zone)

1-   
منطقه کمربند ساحلی (Neritic zone)
منطقه آبهای کم عمق بالای صخره های قاره ای به نام Nertic zone  یاد میشود. منطقه کمر بند ساحلی را میتوان به زونهای ذیل تقسیم نمود:
1-   
زون مد و جذری بلند (Super tidal zone)
2-   
زون مابین مد و جذری (Intertidal zone)
3-   
زون کمتر مد و جذری (Low tidal zone)

2-   
منطقه اقیانوسی Oceanic Zone
این منطقه در بر گیرنده ابحار آزاد است که ماورای کناره های کانتیننتال سلف Continental shelf قرار دارد. این منطقه را میتوان به دو بخش تقسیم نمود:
1-   
ایوفوتیک زون Euphotic zone
2-   
افوتیک زون Aphotic zone

1-   
زون ایوفوتیک Euphotic zone
این منطقه، قسمت بالایی بحر را احتوا میکند. نور آفتاب به این ساحه به آسانی رسیده میتواند. حد وسط عمق آن m100  است اما در مناطق حاره امکان دارد عمق ان تا 200 متر برسد.
2-   
زون افوتیک Aphotic zone
این منطقه قسمت پایانی بحر را تشکیل میدهد جایی که نور افتاب به آن نمیرسد این منطقه را میتوان به دو ساحه ذیل تقسیم نمود:
a)   
زون بتیال (Bathyal zone)
همان منطقه بحر که تحت زون ایوفوتیک (Euphotic)  قرار دارد به نام زون بیتال یاد میشود. عمق آن به 200 متر میرسد. این زون به دو زون فرعی دیگر تقسیم میشود که عبارت اند از:
زون پیلاجیک (Pelagic zone)
زون بینتک (Benthic zone)

b)   
زون ابیسال (Abyssal zone)
مناطق عمیق بحر، ماورای زون بیتال به نام زون ابیسال شناخته میشوند.
موجودات حیه در زون تیریتیک
این زون مولدترین زون (منطقه) در بحر میباشد. زون مذکور دارای نور، کاربن دای اکساید و سایر مواد اساسی به اندازه کافی می باشد. هکذا این زون دارای اقسام متعدد اجسام حیه می باشد.
1-   
تولید کننده گان (Producers)
این اجسام حیه دارای کلوروفیل می باشند که قادر اند غذای خود را بسازند. این ها پلنکتونهای نباتی و سایر الجی ها می باشند. دای اتوم ها (Diatoms) و داینو فلاجلاتها (Dinoflagellates) پلنکتون های نباتی اند که نزدیک به سطح به فراوانی یافت میشوند. در منطقه پایانی نباتات کثیر الحجروی، الجی های سبز، الجی های نسواری و الجی های سرخ مانند Caulepra, Ectocarpus, Cladophora, dictyota و Laminaria عمومیت دارند.
 
مصرف کننده ها (Consumers)
در این منطقه از حیوانات کوچک گرفته تا حیوانات بزرگ موجود اند. پلنکتون های یک حجروی (پروتوزواها) پلنکتون های کثیر الحجروی مانند جیلی فش (Jellyfish) کرمهای مختلف، مولسکاها وایکاینو درماتاها یافت میشوند.
شناوران فعال مشتمل بر ماهی ها، سنگ پشتها، حلزونها، ستاره بحری و کرمهایی که در ریگ و گل اعماق بحر نقب میزنند می باشند.
اسفنجها، کورالها (Corals)، انیمون های بحری (Sea anemones) صدفها (Oysters) و تونیکاتاها (Tunicates) به سطح عمیق بحر در تماس اند. پرنده های آبی نیز در این منطقه یافت میشوند.
2-   
تجزیه کننده ها (Decomposers):
در منطقه زون نیریتک تجزیه کننده ها همانا باکتریا ها اند. این ها اجساد مرده نباتی و حیوانی را به مرکبات ساده تبدیل میکنند.
موجودات حیه در زون اوقیانوسی
زون ایوفوتیک (Euphotic zone):
تولید کننده ها: در این منطقه شعاع آفتاب داخل شده میتواند که در عمل فوتو سنتیز به کار برده شود. پلنکتون های نباتی در این زون نظر به زون نیریتک بیشتر میباشد. این ها مشتمل اند بر دای اتوم ها و داینوفلاجلاتاها می باشند.
مصرف کننده ها: منطقه بالای دارنده جلی فش Jelly-fish، کرمها، ماهی های شناور آزاد، شارک ها (Sharks) و وهیل ها می باشند. زندگی وهیل های پلنکتونی وابسته به پلنکتونها بوده و زندگی وهیل های دندان دار وابسته به حیوانات شناور فعال می باشد. خارچنگها (Crustacean) مولسکاها (Mollusks)، ایکاینو درماتا (Echinoderms) و انواع مختلف ماهی ها در این منطقه فراوان اند. پرنده های روی آب نیز در این منطقه دیده میشوند.


 
زون افوتیک (Aphotic Zone):
این منطقه از نور آفتاب بی نصیب است، بنابر آن عملیه فوتوسنتیز در آن ممکن نیست. نباتات در آن یافت نمی شوند. زون بیتال Bythyal Zone حاوی حیواناتی اند که غذای خود را فلتر نموده و حاصل میکنند. تجزیه کننده گان (باکتریاها) که غذای خود را از اجساد مرده به دست می آورند موجود اند.
در منطقه ابیسال (Abyssal region) ماهی های موجود کوچک می باشند
بعضی از ماهی ها کور بوده  و بعضی هم دارای چشمان کوچک یا بزرگ اند بعضی شان دارای دهن خیلی بزرگ می باشند تا بتوانند شکار بزرگ را فرو ببرند.

محیط زیست خشکه ای

ایکوسیستم خشکه ای با ایکوسیستم آبی تفاوت زیادی دارد. اجسام حیه در خشکه با پرابلم های اساسی ذیل مواجه می باشند:
1-   
این موجودات نظر به آب که سنگین تر است در اتموسفیر سبکتر زندگی میکنند. بنابر آن با قوه جاذبه مواجه می باشند.
2-   
آب در محیط خشکه به مقدار کم در دسترس قرار دارد.
3-   
تفاوت دردرجه حرارت زیاد است.
4-   
این موجودات دارای اعضای متفاوت تنفسی اند.
5-   
شیوه تکثر این ها نیز از هم متفاوت است.
به منظور رفع این پرابلم ها ویژگی هایی در بدن این عده اجسام حیه انکشاف یافته است. که بر اساس آن قادر میگردند تا حیات خود را به شیوه معمول پیش ببرند.
1-   
در بدن شان اعضای تقویتی انکشاف یافته است، مانند اسکلیت یا استخوان کمر. بنا بر ان به آسانی میتوانند وزن بدن خود را در برابر قوه جاذبه زمین بردارند.
2-   
به منظور حرکت دارای اطراف (حرکی) اند.
3-   
به منظور تنفس حامل شش ها اند.
4-   
نباتات به منظور استوار نگهداشتن بدن شان دارای انساج و ریشه های قوی می باشند.
5-   
نباتات به منظور تبادله گازات دارای ستوماتا می باشند.
6-   
اجسام حیه خشکه ای دارای اعضای تغییر یافته اختصاصی تکثری می باشند.
نقش اقلیم بالای خشکه
نقش اقلیم در خشکه خیلی ها مهم است. درجه حرارت در خشکه از (0°Cg) تا (55°Cg) تغییر میکند. بارندگی یگانه منبع آب است. حد وسط ریزش باران در خشکه سالانه بین 25 سانتی متر تا 400 سانتی متر می باشد.
به اساس فکتور های اقلیمی زمین (خشکه) به سه زون تقسیم میشود.
1-   
زون قطبهای شمال و جنوب
2-   
زون (منطقه) معتدل شمالی و جنوبی
3-   
زون حاره؛ منطقه حاره که در هر دو طرف خط استوا قرار دارد.
استوا منطقه مرکزی زمین است که شعاعات آفتاب مستقیما به وضعیت عمودی بر آن می تابد.
 
هوا و خاک نقش مهمی را در ایکوسیستم خشکه ایفا میکند. آب باران و حرارت نیز مهم اند. بر اساس همه این فکتور ها یک ساحه تا ساحه دیگر تفاوت دارد. بنابر ان هر ساحه از خود دارای شیوه زندگی متفاوت دارد که به نام بایوم یاد میشوند. هر بایوم یک منطقه مسکونی است که به آسانی از همدیگر تشخیص شده میتواند. این بایومها عبارت اند از:
1-   
تندرا (Tundra)
2-   
جنگلات مخروطیان (Coneferous Forests)
3-   
جنگلات برگریز مناطق معتدله (Temperature deciduous forests)
4-   
جنگلات باران مناطق حاره (Tropical rainy forests)
5-   
صحرا (Deserts)
6-   
علفزارها (Grasslands)
7-   
ساوانا (Savanah)









تندرا:
تندرا بایومی است که در آن جا خاک به صورت دایم توسط برف پوشیده شده است. نخستین ویژگی این منطقه حرارت پایین و فصل کوتاه برای روییدن نباتات می باشد. زمین معمولا به صورت یخ بسته میباشد. به استثنای 10 یا 20 سانتی متر سطح فوقانی آن که در فصل کوتاه تابستان ذوب میشود لایه عمیق تر خاک به صورت دایم یخ بسته می باشد و به نام Permafrost یاد میگردد.
ساحه تندرا در منطقه قطب شمالی موقعیت دارد، که مناطق سایبریا، الاسکا، کانادا، آیسلند و گرینلند را احتوا میکند. تندرا ساحه وسیعی است که 10/1 حصه کل زمین را احتوا میکند. تندرای مربوط به ارتفاعات بلند به نام تندرای کوهی (Alpine tundra) یاد میگردد. که در قراقوم، چترال، هندوکش، پامیر و غیره جاها واقع است. تندرای قطبی و تندرای کوهی از همدیگر تفاوت دارند اما دارای شباهت هایی نیز می باشند. هر دو دارای اقلیم شدیدا سرد با بادهای سخت می باشد. سطح خاک آن توسط برف پوشیده شده است فصل تابستان در آن کوتاه بوده، برفها ذوب شده و آب برای مدت کوتاهی در دسترس قرار میگیرد.

در تندرای قطبی آفتاب در طی چند ماه زمستان به صورت درست طلوع نمیکند و مانند شبهای طولانی می باشد بر خلاف در فصل تابستان روزها خیلی طولانی بوده آفتاب برای چند ماه غروب نمیکند.
 
اجزای متشکله ایکوسیستم تندرا عبارت اند از:
1-   
تولید کننده گان: صرف مشتمل بر نباتات کوچک اند مانند گل سنگها، خزه ها، علفهای کوجک، زنبق زرد (Sedge) و به تعداد کم بته های چوبی کوتاه قامت.
شرایط مناسب برای نموی نباتات صرف دو ماه در سال می باشد.
2-   
مصرف کننده گان: مشتمل اند بر پستانداران بزرگ مانند گوزن، غر گاو، خرگوش قطبی، روباه قطبی، گرگ، تارمیگان (Ptarmigan) و لمنگ (Laming) میباشند. این حیوانات صرف تحت شرایط دلخواه خود در این جا زندگی میکنند. زمانی که اقلیم بسیار ناگوار شد به سایر مناطق مهاجرت میکنند. تعداد محدود پرندگان مانند مرغ وحشی (Grouse) باقی می مانند. در فصل تابستان مرغابی ها و غازها در آبهای ایستاده موقتی بود و باش میکنند.
1.   
جنگلات درختان مخروطی (Coniferous Forests)
جنگلات کانیفر یا مخروطیان در مناطقی یافت میشوند که بارندگی سنگین در طول سال صورت میگیرد. فصل زمستان طویل و با برفباری توام بوده که معمولا درجه حرارت آن کمتر از °C10 میباشد. بعضا درجه حرارت به تحت صفر پایین می آید. فصل تابستان کوتاه بوده نمو و انکشاف نباتات بر 3 تا 4 ماه ممکن است. جنگلات مخروطی دو نوع اند:
الف) جنگلات مخروطی کوهی، در ارتفاعات بلند کوهها
ب) جنگلات مخروطی شمالی، در ارتفاعات کمتر
جنگلات درختان مخروطی در امریکای شمالی، اروپای شمالی، کانادا، سایبریا (روسیه) و در افغانستان در مناطق شمال کوههای هندوکش و سالنگ شمالی کوه های پکتیا و نورستان وجود دارد.
بخش های حیه جنگلات درختان مخروطی عبارت اند از:
1-   
تولید کننده گان:
درختهای ناجو، صنوبر (Fir)، کاج، عرعر عمومیت دارند. نباتات بنابر اقلیم خشک و سرد، خاصیت زیر و فایت (Xerophytes) را از خود نشان میدهند.
2-   
مصرف کننده گان:
بنابر برفباری، حیوانات فقاریه در این بایوم یافت نمیشوند. در زمره حیوانات بزرگتر خرگوش، آهو، سنجاب، پشی پلنگ، گرگ و خرس عمومیت دارند.
مواد عضوی بالای زمین خیلی کم میباشند بنابر آن باکتریاها و فنجی ها هم کمتر وجود دارند. باید متذکر شد، ساحه جنگلاتی که از یک نوع درختان کنیفر تشکیل شده به نام تایگاه Taiga یاد میشوند که در روسیه، کانادا، آسام و همالیا دیده میشوند.
2.   
جنگلات برگریز مناطق معتدله
مناطق دارای اقلیم معتدل دارای جنگلات برگریزاند. اندازه بارندگی در حدود 100 سانتی متر میباشد. فصلهای زمستان و تابستان کاملا از هم مجزا (متفاوت) اند این جنگلات در استرالیا، چین، جاپان، شرق و شمال امریکا موقعیت دارند.
اجزای حیه جنگلات برگریز عبارت اند از:
I-   
تولید کننده گان:
درختان بزرگ مشتمل اند بر جکفوره، بلوط، ایوکالیپتوس، چار مغز و تاک مانند ها، تعداد زیاد بته های چوبی، سبزه ها، علفها، خزه ها Liver wort و هکذا گل سنگ ها نیز فراوان اند.



II-   
مصرف کننده گان:
اقسام مختلف حشرات، کرمها، پشکها، آهو، روباه، خرس، شادی، پرنده هایی از قبیل مورچه خورک و دارکوب و غیره در زمره مصرف کننده گان این منطقه محسوب میشوند.
III-   
تجزیه کننده گان:
خاک جنگلات برگریز حاصلخیز بوده و سرشار از منرالها و مواد عضوی می باشد. باکتریاها و فنجی منحیث تجزیه کننده گان بالای مواد مذکور عمل نموده آنرا به اجزای ساده تبدیل میکنند.
3.   
جنگلات بارانی مناطق حاره:
مناطق حاره جهان دارای هوای گرم با ریزش بارانهای سنگین سالانه در حدود 200cm میباشد. در این مناطق جمعیت های نباتی جنگلات بارانی حاره را تشکیل میدهند. در این جنگلات تقریباً تمام اقسام نباتات از قبیل درختان، بته های چوبی، بته های علفی و سایر نباتات کوچک میرویند.
جنگلات بارانی حاره در حوزه آمازون (بخشی از امریکای جنوبی)، مکسیکو، برازیل، کولمبیا، پیرو، اندونیزیا، شرق آسترالیا، فلیپین، برما، بنگله دیش، سریلانکا، مالیزیا و غرب الهند یافت میشوند. در این مناطق درجه حرارت کم یا زیاد یکسان باقی می ماند و حد اعظمی درجه حرارت بین °F85  تا °F95 و حداقل آن بین °F65 تا °F85 باقی می ماند. اجزای حیه این جنگلات عبارت اند از:
1-   
تولید کننده گان:
در این مناطق جنگلات انبوهی وجود دارند. در جنگلات برازیل در ساحه هر میل مربع بیشتر از سه صد نوع درخت یافت میشود. در این جا سه قسم درخت وجود دارد. یک قسم آن بیشتر از 40 متر ارتفاع دارد که به نام ایمرجنت Emergent یاد میوشد زیرا بلندترین درختان اند. قسم دوم آن در حدود 20 متر طول دارند و قسم سوم شان کمتر از 20 متر ارتفاع دارند.
در جمله نباتات نیمه چوبی (Shrub) فامیل کیله، زنجبیل و خرما شامل اند در زمره علفها، غله جات (Graminacea) و Rubiacea شامل اند.
این فایتها (Epiphytes) مانند سرخسها (Ferns) و خزه ها (Mosses) و گلسنگها (Lichens) نیز موجودیت دارند.
در این جنگلات شعاع آفتاب به طور مناسب به سطح خاک نمیرسد.
III-   
مصرف کننده گان:
این جنگلات اقسام مختلف مصرف کننده گان ابتدایی، ثانوی و سومی مانند پرندگاه به مشتمل بر بومها، عقابها و غیره. شادی ها، شمیلونها، مارها و بقه های درختی یافت میشوند. هکذا انواع مختلف حیوانات دیگر در این جنگلات به وفور یافت میشوند. مانند تعداد زیاد حیوانات غیر فقاریه مانند گهواره جنبان، پروانه ها، مورچه ها و غیره نیز دیده میشوند. مصرف کننده گان دومی و سومی مانند شیرها، روباه ها و گرگ ها موجودیت دارند.
تجزیه کننده گان
تعداد زیاد سپروفایتها مانند باکتریا و فنجی وجود دارند. خاک معمولا مربوط بوده از مواد عضوی غنی می باشد بنابر آن فعالیت آن به سرعت صورت میگیرد.
4.   
صحرا (Desert)
ساحاتی که در آن کمبود آب به صورت مزمن باشد به نام صحرا یاد میشوند. صحراها دارای درجه حرارت بلند و رطوبت پایین می باشند. در این مناطق اندازه بارش سالانه کمتر از 25cm میباشد.
بزرگترین صحرای دنیا به نام صحرای اعظم (Sahara) یاد میگردد که از شمال افریقا تا شبه جزیره عرب وسعت دارد. صحراها در اسیای مرکزی، هند، پاکستان، افغانستان، استرالیا و امریکا نیز یافت میشوند.
بنابر خشکی اقلیم صحرا ها در مناطق مرتفع نیز تشکل نموده است مانند تبت و بولویا.
اندازه بارندگی در صحراها نهایت کم بوده بنابر آن رطوبت نیز کم میباشد. و در جه حرارت در فصل تابستان تا °C55 میرسد. فصل زمستان کوتاه می باشد بعضی از صحراها دارای درجه حرارت متوسط می باشند که زیاد سرد نمی باشند این صحراها به نام صحراهای خنک یاد میشوند مانند صحرای اداهو (Idaho) در امریکا و صحرای گوبی (Gobi) در چین .
تولید کننده گان:
نباتات صحراها مشتمل بر نباتات نیمه چوبی، بته ها و علف های می باشند. اکثراً زیروفایت (Xerophyte) اند. بعضی نباتات دارای عمر کوتاه بوده که صرف برای چند هفته در فصل بهار بقا میکنند.
در بهار گلها و میوه جات میرویند و دوره حیات خود را تکمیل نموده در فصل خشکی میمیرند. فصل خشکی را در تشکل تخم میگذارنند تخمهایی تشکیل میدهند. سخت و خشک می باشند که تا فصل بعدی قابلیت زنده ماندن را دارند در صحراها یک عده نباتات در شرایط نامطلوب به صورت نورمال نمو میکنند. مانند Solanum Xanthocarpum بعضی نباتات گوشتی اند که میتوانند آب و غذا را در جسم شان ذخیره کنند مانند زقوم و امثال آن. در بعضی از زیروفایتها، ستوماتا در برگهای شان عمیق بوده و توسط مویکها پوشیده شده اند.
مصرف کننده گان
حیوانات صحرایی با کمبود آب مواجه میباشند. این حیوانات شب هنگام از لانه های خود خارج میشوند تا از گرمهای روز در امان باشند.
چلپاسه ها، مارها و موشهای عمومیت دارند. این موجودات در میان صخره ها و یا جاهای مرطوب یا سایه دار زندگی میکنند.
جغدها و روباه ها نیز در صحرا یافت میشوند اما حیوانات درنده بزرگ دیده نمیشوند. بعضی اقسام پرنده هایی که از تخم نباتات و برگ آن تغذیه میکنند و زندگی شان وابسته به نباتات است نیز عمومیت دارند. تخم ها و برگهای مذکور نیز حاوی مقداری آب می باشد که به این ترتیب حیوانات مذکور غذا و اب را به دست می آورند.

 
5.   
علفزارها
مناطقی که مقدار بارندگی سالانه آن از 25 سانتی متر تا 75 سانتی متر باشد علفزار خوانده میشوند. این مناطق معمولا دارای حرارت معتدل اند. علفزارهای مناطق حاره بنام ساوانا یاد میشوند.
علفزارها در روسیه، هنگری، امریکای شمالی، افریقای جنوبی، ارجنتاین، آسترالیای جنوبی ونیوزیلند ساحات وسیعی را در بر دارد
اجزای حیه و غیر حیه علفزارها قرار ذیل اند:
1-   
اجزای غیر حیه :
هوا و خاک اجزای غیر حیه علفزارها را تشکیل میدهد. کاربن دای اکساید و نور آفتاب از اتموسفیر و آب و منرالها از خاک استحصال میگردد. منرالها مشتمل اند بر کاربونیت ها، نایتریت ها، فاسفیت ها و سلفیت ها. اجزای غیر حیه برای تولید کننده گان در عملیه فوتو سنتیزس به کار برده میشود.

2-   
اجزای حیه
اجزای حیه عبارت اند از:
I-   
تولید کننده گان:
در علفزارها، سبزه ها و علفها تولید کننده گان اند. علفها از 150 تا 250 سانتی متر بلند دارند. اما بلندی بعضی از سبزه ها صرف تا 15 سانتی متر میرسد. درختان بزرگ دیده نمیشوند.
II-   
مصرف کننده گان:
سه نوع مصرف کننده گان وجود دارند.
الف) مصرف کننده گان ابتدایی:
در علفزارها مصرف کننده گان ابتدایی مشتمل اند بر خشرات (گهواره جنبان) هزارپاها، سایر حیوانات علفخوار مانند: آهو، گوره خر، شتر مرغ، خرگوش و سنجاب ها
ب) مصرف کننده گان ثانوی
مصرف کننده گان ثانوی مشتمل بر حیوانات گوشتخوار از قبیل روباه ها، مارهاف شغالها، بقه ها و چلپاسه ها می باشند.
ج) مصرف کننده گان سومی
شاهین ها مصرف کننده گان سومی منطقه علفزارها می باشند.
6.   
ساوانا (علفزارهای مناطق حاره)
ساوانا علفزار های مناطق حاره میباشند که دارای درختان پراکنده می باشند. مقدار بارندگی سالانه آن 125cm می باشد. ارتفاع علف های آن از 3 تا 3.5 متر میرسد. ساوانا در جنوب افریقا، جنوب آسیا، هند و آسترالیا موقعیت دارد.
I-   
تولید کننده گان
تولید کننده گان منطقه ساوانا علف های بلند قامت با برگهای انبو تشکیل میدهد. تعداد زیاد درختهای خار دار مانند Acacia نیز موجود است.
II-   
مصرف کننده گان
فیلها، گوره خرها، آهوها، زرافه ها به کثرت دیده میشوند. حشرات نیز موجود بوده خزندگان در موسم خشکی فعال می باشند.
III-   
تجزیه کننده گان
IV-   
باکتریاها و فنجی اجساد مرده نباتی و حیوانی را تجزیه میکنند.